• اکسپرسیونیسم: وقتی ادبیات، فریاد می‌زند

    اگر رئالیسم می‌کوشد جهان را همان‌طور که هست نشان دهد، اکسپرسیونیسم جهان را آن‌طور که انسانِ مضطرب و زخمی حس می‌کند روایت می‌کند. در این مکتب ادبی، واقعیت بیرونی عمداً دگرگون و حتی کابوس‌وار می‌شود تا ترس، تنهایی، بیگانگی و فروپاشی درونی انسان مدرن آشکار شود. اکسپرسیونیسم بیش از آنکه به توصیفِ دقیقِ جهان اهمیت بدهد، به «شدتِ احساس» و «حقیقتِ درونی» وفادار است.

    در ادبیات جهان، فرانتس کافکا یکی از مهم‌ترین چهره‌های این مکتب است. در رمان «مسخ»، دگردیسی عجیبِ گرگور سامسا فقط یک اتفاق خیالی نیست، بلکه تصویری تکان‌دهنده از بیگانگی انسان در جهان مدرن است. در کنار او، آلفرد دوبلین در «برلین الکساندرپلاتس» و گئورگ تراکل در شعرهای تیره و مالیخولیایی‌اش، از دیگر نام‌های مهم اکسپرسیونیسم به شمار می‌آیند.

    در ادبیات ایران هم می‌توان ردّ این فضا را دید. صادق هدایت در «بوف کور» با خلق جهانی وهم‌آلود، گسسته و بیمار، اضطراب و فروپاشی روحی انسان را به شکلی اکسپرسیونیستی نشان می‌دهد. همچنین غلامحسین ساعدی در آثاری چون «عزاداران بیل» با فضایی تلخ، هراس‌آلود و گاه گروتسک، رنج و آشفتگی انسان ایرانی را به تصویر می‌کشد.

    اکسپرسیونیسم، ادبیاتِ فریاد، اضطراب و زخم‌های پنهانِ روح است.

    اگر کتابی توی این ژانر خوندید خوشحال میشیم نظرتون رو با ما اینجا در میون بذارید.

    #گیسوم #کتاب #کتابخوانی #مکاتب_ادبی #کافکا

    ‌ ‌ 1 ‌ ‌ ‌ ‌ 2.1K