تأکید بر ساختار آنارشیک به جای ذات انسان: برخلاف رئالیست های کلاسیک مانند هانس مورگنتا که بر غرایز قدرت طلبی ذاتی انسان تأکید داشتند، والتز ریشه اصلی رفتارهای تهاجمی دولتها را در ساختار آنارشیک سیستم بینالملل (سطح سوم تحلیل) می دید. در این ساختار، دولتها برای بقا مجبور به "خودیاری" هستند.
هدف بقا، نه حداکثر قدرت: از نظر والتز، هدف اولیه و عقلانی دولتها در یک سیستم آنارشیک، بقا و حفظ موقعیت است، نه لزوماً به حداکثر رساندن قدرت به هر قیمتی. این اصل، هسته مرکزی رئالیسم دفاعی است.
تأثیر بازدارندگی ساختاری: والتز استدلال می کرد که در یک سیستم دو قطبی (مانند جنگ سرد)، ساختار خود به خود یک ثبات استراتژیک ایجاد می کند. هر ابرقدرت می داند که حمله به دیگری به دلیل توانمندی های بازدارنده (مثل تسلیحات هسته ای)، هزینه ای فاجعه بار دارد. بنابراین، سیستم دولتها را به احتیاط وامی دارد.
والتز در این کتاب سه سطح تحلیل برای فهم علل جنگ ارائه میدهد: تصویر اول (سطح فردی): ریشه جنگ در طبیعت و رفتار انسان است. این دیدگاه فیلسوفانی مانند سنت آگوستین و روانشناسانی را شامل میشود که معتقدند جنگ ناشی از غرایز پرخاشگرانه انسان است. تصویر دوم (سطح دولت/واحد): ساختار داخلی دولتها عامل اصلی جنگ است. به اعتقاد لیبرالها و مارکسیستها، دولتها با اصلاح ساختار داخلی (مثلاً ایجاد دموکراسی یا نظام سوسیالیستی) میتوانند به صلح دست یابند. تصویر سوم (سطح سیستم بین المللی): علت اصلی جنگ در ساختار آنارشیک نظام بین الملل نهفته است. در غیاب حکومت مرکزی جهانی، دولتها مجبور به اتکا به خود هستند که منجر به مسابقه تسلیحاتی و جنگ میشود
والتز هر سه سطح تحلیل را مهم میداند اما استدلال میکند که تصویر سوم (سطح سیستم) قویترین تبیین را برای الگوهای مکرر جنگ در تاریخ ارائه میدهد. او نشان میدهد که حتی اگر دولتها صلحطلب باشند یا انسانها بهبود یابند، آنارشی ساختاری سیستم بینالملل همچنان احتمال جنگ را افزایش میدهد
این کتاب پایه های نظریه واقعگرایی ساختاری (نئورئالیسم) را بنا نهاد که بعدها در کتاب مشهور والتز با عنوان "نظریه سیاست بینالملل" (1979) بسط یافت. سه مفهوم کلیدی را مطرح می کند : آنارشی بین المللی: فقدان اقتدار مرکزی در عرصه بین المللی، خودیاری (Self-help): ضرورت تکیه دولتها بر خود برای بقا،توزیع قدرت: ساختار سیستم بینالملل بر اساس توزیع قدرت میان دولتها تعریف میشود
معرفی روشمند سطوح تحلیل در روابط بین الملل، پایه ریزی تحول از واقعگرایی کلاسیک به واقعگرایی ساختاری تأثیر عمیق بر آموزش و پژوهش در روابط بین الملل و ارائه چارچوبی برای تحلیل سیاست خارجی و امنیت بین المللی، این کتاب هنوز به عنوان متنی کلاسی در بسیاری از دوره های تحصیلات تکمیلی روابط بین الملل تدریس میشود و چارچوب تحلیلی آن همچنان در مطالعات جنگ و صلح کاربرد دارد.
تصویر کنتنیل والتز نویسنده کتاب انسان ، دولت و جنگ در قسمتی از کتاب می خوانیم«لیبرال ها حداقل برای رضایت خاطر خود، هماهنگی عینی منافع میان دولت ها را نشان داده اند. اما گزاره های عقلانی آنان- این که جنگ کارساز نیست، این که صلح در راستای منفعت راستین همگان است- با اعمال غیرعقلانی دولت ها روبرو می شود. مسئله این است: چگونه امر عقلانی می تواند بر امر غیرعقلانی غلبه کند؟ ولی نخست باید توضیح داد چرا جنگ، که مسیری غیرعقلانی برای جمیع دولت هاست، مشخصه روابط بین آن هاست. چرا حکومت ها جنگ به پا می کنند؟ زیرا جنگ به آن ها بهانه ای برای افزایش مالیات ها، گسترش دیوانسالاری، و افزایش کنترل بر شهروندانشان اعطا می کند. این ها اتهامات مکرر و دائمی لیبرال هایند. علل ظاهری جنگ عمدتا پیش پا افتاده اند. ولی علل ظاهری، دستاویزها و شیوه هایی برای متعهد کردن کشورها به جنگ هایی اند که حکمرانان آن ها، بنا بر دلایل خودخواهانه شان خواستار آنند.»
علل جنگ چیست؟ چگونه می توان جهان را آرام تر کرد؟ در این اثر برجسته از نظریه روابط بینالملل، که اولین بار در سال 1959 منتشر شد، محقق برجسته ی واقعگرا، کنت ان. والتز، تحلیلی بنیادی از ماهیت تضاد بین دولتها ارائه میکند. او آثار فیلسوفان سیاسی کلاسیک، مانند سنت آگوستین، هابز، کانت، و روسو، و روانشناسان و انسان شناسان مدرن را بررسی می کند تا ایده هایی را که برای توضیح جنگ بین دولت ها و نسخه های مربوط به صلح است، کشف کند.
این کتاب در زمینه ی تئوری روابط بینالملل برای ایجاد سه «تصویر تحلیلی» که جهت توضیح تعارض در سیاست بینالملل استفاده میشود، تأثیرگذار است: نظام بینالملل، دولت و فرد. مشارکت اولیه والتز در حوزه روابط بین الملل، کتاب او با عنوان انسان، دولت و جنگ در سال 1959 بود که نظریه های علل جنگ را در سه دسته یا سطوح تحلیل طبقه بندی کرد. والتز از این سطوح تحلیل به عنوان «تصویر» یاد می کند و از نوشته های یک یا چند فیلسوف سیاسی کلاسیک برای ترسیم نکات اصلی هر تصویر استفاده می کند.
والتز در این کتاب بین سه «تصویر» از منشأ جنگ تمایز قائل میشود: تصویرهایی که رهبران فردی یا طبیعت انسانی را مقصر میدانند، آنهایی که ریشه در ترکیب داخلی دولتها دارند و آنهایی که مربوط به ساختار نظام بینالمللی است. این کتاب با پیشگفتاری از استفان ام. والت در مورد میراث و ارتباط مداوم کار والتز، زندگی جدیدی را به روابط بینالملل دائمی میبخشد.
کنت نیل والتز (Kenneth Neal Waltz) (ژوئن 1924–12 مه 2013) دانشمند علوم سیاسی آمریکایی است. وی مدرک کارشناسی ارشد خود را در 1950 از دانشگاه کلمبیا گرفت و در 1954 رساله دکترای خود را به پایان برد که در همان سال منتشر شد و مورد تحسین فراوان قرار گرفت. او عضو هیئت علمی دانشگاه برکلی و همچنین دانشگاه کلمبیا بود. کنت والتز یکی از برجستهترین محققان در زمینه روابط بینالملل بودهاست. او بنیانگذار نوواقع گرایی یا واقع گرایی ساختاری در نظریه روابط بینالملل میباشد. نظریه والتز بهطور گسترده در روابط بینالملل مورد بحث قرار گرفت. در سال 1981، والتز رسالهای منتشر کرد که در آن استدلال شده بود که گسترش سلاحهای هستهای احتمال صلح بینالمللی را افزایش خواهد داد.
در بخشی از کتاب فلسفهورزی می خوانیم «عقل سلیم چه چیزهایی را در بر میگیرد؟ انسانها کموبیش با ظرفیتهای شناختی مشابهی به دنیا میآیند (البته استثناهایی وجود دارد). ما میتوانیم نگاه کنیم و ببینیم. میتوانیم گوش دهیم و بشنویم. میتوانیم لمس کنیم و احساس کنیم. میتوانیم لیس بزنیم و بچشیم. میتوانیم بو کنیم و استشمام کنیم. میتوانیم چیزها را جابهجا کنیم. میتوانیم جستوجو کنیم. میتوانیم به خاطر بسپاریم. میتوانیم خیالپردازی کنیم. میتوانیم مقایسه کنیم. میتوانیم فکر کنیم. میتوانیم اندیشههای خود را با واژهها و تصاویر به دیگران منتقل کنیم و بفهمیم آنچه را که آنها میگویند و به ما نشان میدهند. به این ترتیب، درباره محیط اطرافمان، یکدیگر و خودمان شناخت پیدا میکنیم. ما دنیایی را که بخشی از آن هستیم، میشناسیم. بخش بزرگی از این شناخت بهطور طبیعی یا اتفاقی به دست میآید، وقتی در جهان رشد میکنیم و زندگی میکنیم، حتی بدون آموزش رسمی در مدرسه یا دانشگاه.
در بخشی از کتاب منظورم از «دانش عقل سلیم» در یک جامعه، هر آن چیزی است که بیشتر اعضای آن جامعه میدانند. بنابراین دانش عقل سلیم از جامعهای به جامعه دیگر متفاوت است. در جوامع مدرن، این دانش عقل سلیم است که خورشید بسیار بزرگتر از زمین است. اما در جوامع عصر حجر، چنین چیزی بخشی از عقل سلیم نبود. در جامعهای که به زبان صربی صحبت میکنند، عقل سلیم حکم میکند که واژهی crveno به معنای «قرمز» است. در جوامع دیگر این موضوع بخشی از عقل سلیم نیست، چون افراد کمی در آنها زبان صربی را میدانند. بااینحال، همهی دانش عقل سلیم تا این اندازه متغیر نیست. در همهی جوامع انسانی این دانش عقل سلیم وجود دارد که مردم سر و خون دارند.»
مردم شرق و غرب حدود دو هزار و پانصد سال است که به فلسفه می پردازند. اما چگونه فلسفه میورزید؟ پاسخ واضح است. شما مانند فیزیک آزمایش و تجزیه و تحلیل داده های آماری انجام نمی دهید. شما مانند ریاضیات معاصر چیزها را از بدیهیات استنتاج نمی کنید. شما مانند مردم شناسی به سفرهای میدانی نمی روید. علاوه بر این، سایر رشتهها تمایل دارند در مورد روششناسی خود بسیار خودآگاه باشند: اغلب دورههایی در زمینه روششناسی در بخشهای دانشگاه مربوطه پیدا میشود. فلسفه چنین کاری نمی کند. ("چرا؟" خود سوال جالبی است.) پس چگونه فلسفه را انجام می دهید.
در کتاب حاضر تیموتی ویلیامسون پاسخ سوال مهمی را به ما می دهد. همانطور که در لابلای جلد می گوید، «فلسفه با کنجکاوی عقل سلیم شروع می شود و از طریق ظرفیت ما برای مناقشه عقلانی با یکدیگر توسعه می یابد». چیزی که فلسفه را از سایر رشته ها متمایز کند در این مورد به نظر نمی رسد. و در واقع، ویلیامسون استدلال میکند که تفاوت بسیار کمتری بین فلسفه و سایر رشتهها وجود دارد که بسیاری از آنها تصور میکنند. البته باید بیشتر از این حرف زد. بنابراین فصول این کتاب کوتاه تعدادی از موضوعات را توضیح میدهد: نقش عقل سلیم، بحث، اصطلاحات روشنکننده، آزمایشهای فکری، استنتاج، نقش تاریخ فلسفه، نفوذ متقابل بین فلسفه و سایر رشتهها، و الگوسازی.
نویسنده کتاب ویلیامسون که در 6 آگوست 1955 متولد شد، تحصیلات خود را در مدرسه لیتون پارک آغاز کرد و در مدرسه گرامر هنلی (که اکنون کالج هنلی است) ادامه داد. او سپس به کالج بالیول، دانشگاه آکسفورد رفت. او در سال 1976 با مدرک لیسانس هنر با نمرات عالی در ریاضیات و فلسفه و در سال 1980 با مدرک دکترای فلسفه برای پایاننامهای با عنوان مفهوم تقریب به حقیقت فارغالتحصیل شد. ویلیامسون استاد منطق و متافیزیک در دانشگاه ادینبورگ (1995-2000)، عضو هیئت علمی و مدرس فلسفه در کالج دانشگاهی آکسفورد (1988-1994) و مدرس فلسفه در کالج ترینیتی دوبلین (1980-1988) بود. او در سال 2000 کرسی استادی وایکهام را به دست آورد و در سال 2023 بازنشسته شد، زمانی که بورسیه ارشد تحقیق و تدریس در فلسفه را دریافت کرد. او استاد مدعو در دانشگاه ییل، دانشگاه پرینستون، MIT، دانشگاه میشیگان و دانشگاه چینی هنگ کنگ بوده است.
تصویر چارلز میلز نویسنده کتاب بینش جامعه شناختی میلز این کتاب را اولین بار در سال 1959 منتشر کرد، نوشته او اثری مهم در جامعهشناسی است که مفهوم بینش جامعهشناختی را تحلیل میکند. به طور کلی، او این مفهوم را روشی از تفکر تعریف می کند که افراد را قادر می سازد تا رابطه بین تجربیات شخصی خود و نیروهای اجتماعی بزرگتر را که آنها را شکل می دهند درک کنند.کتاب میلز، به واقع، فراخوانی برای جامعه شناسان است تا با دنیای اطراف خود درگیر شوند و از بینش خود برای پرداختن به مسائل اجتماعی استفاده کنند. میلز کتابش را با طرح مقدمه ای بر تعریف بینش جامعه شناختی آغاز می کند که او آن را توانایی دیدن ارتباط بین مشکلات شخصی و مسائل عمومی توصیف میکند.
میلز در این کتاب استدلال میکند که بسیاری از مشکلات شخصی، مانند بیکاری یا مشکلات زناشویی، فقط نارساییهای فردی نیستند، بلکه ریشه در زمینههای اجتماعی و تاریخی گستردهتر دارند. این دیدگاه به افراد اجازه میدهد تا جایگاه خود را در جهان درک کنند و ببینند که چگونه تجارب شخصیشان با با ساختارهای اجتماعی گره خورده است. میلز دو رویکرد غالب در جامعه شناسی زمانۀ خود را نقد می کند: نظریه کلان و نظریۀ تجربه گرایی انتزاعی. نظریه کلان، که از طریق چهره هایی مانند تالکوت پارسونز مطرح شده بود، به دلیل انتزاعی بودن بیش از حد و عدم ارتباط با مسائل دنیای واقعی مورد انتقاد قرار می گیرد.
تجربه گرایی انتزاعی به دلیل تمرکز بسیار محدود بر داده های کمی و از دست دادن بافت اجتماعی نقد می شود. در همین راستا میلز از رویکردی متعادلتر حمایت میکند که بینش نظری را با تحقیقات تجربی ترکیب میکند. او همچنین در مورد ظهور اخلاق بوروکراتیک در جامعه مدرن بحث می کند، به نحوی که سازمان ها و بوروکراسی های کلان و تو در تو بر زندگی اجتماعی تسلط دارند. او استدلال می کند که این وضعیت منجر به احساس ناتوانی در افراد می شود، زیرا آنها احساس می کنند در سیستمی به دام افتاده اند که نمی توانند آن را کنترل کنند.