• وکیلی که تسخیر نشد
    جلیل مجتهد‌ی(بزرگمهر) به سال 1291 در آستارا متولد شد. او پس از اتمام تحصیلات مقدماتی از دانشکده افسری با درجه ستوان دومی فارغ‌التحصیل شد. در دولت دکتر مصدق پس از خلع ید از انگلیسی‌ها به فرمانداری نظامی آبادان منصوب شد و پس از فراغت از تحصیل در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دادیار دادگاه عالی انتظامی قضات و بعداً رئیس اداره غله و نان شد. پس از کودتای 28 مرداد با سپهبد نقدی تماس گرفته و برای همکاری اعلام آمادگی کرد و چون سپهبد نقدی حاضر به پذیرش وکالت نشد به معرفی او سرهنگ بزرگمهر به‌عنوان وکیل تسخیری دکتر مصدق برگزیده شد.در دادگاه تجدید نظر از سوی دکتر مصدق به وکالت برگزیده شد و به همین دلیل پس از آن به دستور محمدرضا شاه منتظر خدمت شد و سال ها مسائل دادگاه دکتر مصدق را پیش خود نگاه داشت و بعدها هم کتاب «مصدق در محکمه نظامی» و آثار دیگر را منتشر کرد:
    1- محمد مصدق در محکمه نظامی - جلد اول و دوم
    3 - دکتر محمد مصدق در دادگاه تجدید نظر نظامی.
    4 - دکتر مصدق و رسیدگی فرجامی در دیوان کشور با شرحی از ناصر پاکدامن.
    دکتر مصدق به پاس قدردانی از زحمات او نوشته: «شما وکیل تسخیری بودید تسخیر نشدید و از اجرای اوامرمافوق، سر باز زدید. سخنی برخلاف وجدان نگفتید و هرگونه مدارکی هم که مورد احتیاج این جانب بود از نظر انجام وظیفه، برایم تهیه نمودید که نمی‌دانم چگونه تشکر کنم. و این انجام وظیفه سبب شد که بعد از ختم محاکمه، شما را از کار خارج کنند و یک عمر صحت عمل و درستکاری شما را ندیده بگیرند. به عقیده این جانب، شما چیزی گم نکردید و چنانچه نام نیک خود را با ثروتی که بعضی از راه خیانت به مملکت به‌دست آورده‌اند مقایسه کنید، معلوم خواهد شد کدام گواراتر و وزین‌تر است.»
    بزرگمهر در دوم مهرماه 1386 در سن 95 سالگی در تهران درگذشت.

    ‌ ‌ 0 ‌ ‌ ‌ ‌ 20
  • من در دوران نوجوانی قسمت‌هایی از این کتاب را بصورت پاورقی در مجله خواندنیها خوانده بودم و

     اولین بار سال 1392 که دانشجوی فوق لیسانس تاریخ بودم و سر کلاس استاد دانشمندم مرحوم آقای دکتر میر سعیدی بودم فهمیدم پل آمیر ی در کار نبوده و کتاب خداوند الموت ساخته ذهن مرحوم ذبیح الله منصوری بوده است.

    احتمالاً یک روز کاری پرمشغوله در اتاق کوچک پر از کتاب و پوشه و کاغذهای به هم‌ریخته بود که ذبیح‌الله منصوری تصمیم گرفت به سراغ «خداوند الموت» برود. اواخر دهه 50 خورشیدی بود. آفتاب از پنجره به صورتش می‌تابید که اتفاق عجیبی در تاریخ ادبیات ایران افتاد. یکی از پرکارترین مترجم‌های این سرزمین که با کتاب «خواجه تاجدار» شهره شده و بسیاری از ایرانیان را علاقمند به کتب تاریخی کرده بود، این بار چشمانش را بست و دلش را راهی الموت افسانه‌ای کرد. درآن زمان قلعه الموت خرابه‌ای بیش نبود.

     

    شاید داستان سه‌یار دبستانی در محافل گرم خانوادگی روایت می‌شد اما کمتر کسی خبر از اسرار حسن صباح داشت. کاری که ذبیح‌الله منصوری کرد خودش بعدها تبدیل به معمای بزرگی شد. او ترجمه‌ای را وارد بازار کرد که اثری بود از پل آمیر نویسنده‌ای فرانسوی. در آن زمان دایره ارتباطات بین‌المللی محدود بود و دسترسی به اخبار نویسنده‌های خارجی کم. خبر از اینترنت و شبکه‌های اجتماعی هم نبود. پس هیچ‌کس نپرسید پل آمیر کیست و چرا این کتاب را نوشته است. مسئله اما چیز دیگری بود، منصوری با این کتاب توانست ذهنیت بسیاری از ایرانی‌ها را به حسن صباح و قلعه الموت شکل دهد.

     او 756 صفحه رازهای مگوی الموت را برملا کرده بود و مدام چاپ می‌شد.  بلکه پل آمیر وجود خارجی نداشته و ذبیح‌الله منصوری بنا به دلایلی که هرگز آشکار نخواهد شد خودش این کتاب را نوشته است. البته حکایت وی ، گردآوری پر زحمت اما بدون بررسی و صحت‌سنجی است.

    اگرچه می‌توانیم چشم روی داستان‌پردازی‌های او ببندیم. پس از فتح قلعه الموت به فرمانروایی حسن صباح، او راه خود را از اسماعیلیان مصر جدا کرده و حکمرانی جدیدی را آغاز می‌کند. او وقتی از دنیا می‌رود حکومت شورایی را به جا می‌گذارد به مدیریت «کیابزرگ امید».

     به تدریج اما این حکومت شورایی تبدیل به حکومت موروثی می‌شود. یعنی کیابزرگ امید حکومت را به دست می‌گیرد و پس از او پسرش «محمد کیا بزرگ امید» و بعد محمد پسرش «حسن‌دوم». به این مقام می رسد.

     ماجرا اما این است که منصوری ، اعجوبه‌ای است که صدها کتاب ترجمه کرد و نوشت و با قلم شیرین و شیوایی که داشت نسلی از ایرانیان را با رمان و کتب تاریخی آشتی داد. می‌گویند خود بهره چندانی از کتاب‌های پرتیراژش نبرده و زمانی که از دنیا رفت قدرش شناخته نشد. هیچ‌کس در زمانه خودش او را نقد نکرد و به دلیل اینکه روشنفکران او را عامه‌پسندنویس می‌دانستند در محافلشان جایی نداشت. او استعدادی بود بی‌راهنما که در دوره‌ای خاص از تاریخ ایران درخشید و بی‌صدا پر کشید.

    ‌ ‌ 0 ‌ ‌ ‌ ‌ 18
  •  

    رمان «دن آرام» میخائیل شولوخوف همانند نقاشی حماسی عظیمی است که واقعیات را به شکلی عمیق از چند بُعد و جهت و با نمایش تمام تناقض ها به تصویر کشیده است. رمان پر است از خطوط و شاخه های ماجراهای فرعی، تعارض ها و کشمکش های جنبی، و شخصیت هایی که نماینده ی گروه های سنتی و اجتماعی مختلف هستند و خصوصیات روانشناختی شان دقیق و عمیق توصیف شده است.  در کل ، دن آرام به نظرم یکی از کتب برجسته ادبی قرن بیستم می باشد.

     

    ‌ ‌ 0 ‌ ‌ ‌ ‌ 16
  • در واقع، این مجموعه (کتاب فرزند سرنوشت) در 999 صفحه در دو جلد نوشته شده است. جلد اول با نام فرزند سرنوشت نوشته شاپور آرین‌نژاد در 536 صفحه و جلد دوم با عنوان پارس پیروز (ادامه فرزند سرنوشت) نوشته منوچهر مطیعی در 463 صفحه تنظیم شده است.

     

    جلد دوم کتاب (پارس پیروز) به شرح جنگ های کوروش فرمانده سپاه پارس با آستیاگ ،

    شاه حکومت ماد و سایر اتفاقات پس از آن می پردازد.

     

    مطالب هر دو جلد کتاب به قلمی بسیار شیوا و گیرا نوشته شده که به علاقمندان به رمان های تاریخی خواندن این کتاب را توصیه می نمایم.

     

     

    ‌ ‌ 0 ‌ ‌ ‌ ‌ 14
  • فرزند سرنوشت منوچهر مطیعی نویسنده جلد دوم
    ‌ ‌ 0 ‌ ‌ ‌ ‌ 15
  • فرزند سرنوشت شاپور آرین نژاد نویسنده جلد اول فرزند سرنوشت
    ‌ ‌ 0 ‌ ‌ ‌ ‌ 15
  • کتاب فرزند سرنوشت اثر شاپور آرین‌نژاد یک رمان عمیق و تأمل‌برانگیز است که به بررسی مفاهیم سرنوشت، اختیار، عشق و روابط انسانی می‌پردازد. در این اثر، نویسنده داستان شخصیتی را روایت می‌کند که در تقابل با چالش‌های سرنوشت و تصمیمات فردی خود قرار دارد. این کتاب برای علاقه‌مندان به روانشناسی، تاریخ و رمان‌های اجتماعی مناسب است و به خوانندگان کمک می‌کند تا درک بهتری از پیچیدگی‌های زندگی و تأثیر انتخاب‌های شخصی بر سرنوشت خود پیدا کنند.

    کتاب فرزند سرنوشت درمورد زندگی پادشاه هخامنشی، کوروش، است .

    «کوروش دوم» که با نام «کوروش بزرگ» نیز شناخته می‌شود، بنیان‌گذار و نخستین شاه  هخامنشی بود که به‌مدت 30 سال بر نواحی گسترده‌ای از آسیا حکومت کرد.

    ‌ ‌ 0 ‌ ‌ ‌ ‌ 21
  • این کتاب از 13 داستان کوتاه که 9 نویسنده این داستان‌ها را نوشته اند  و سر هیو کارلتون گرین آنرا گردآوری کرده ، تشکیل شده است و درسال 1970 این مجموعه منتشر گردیده 

     

    داستان هایی که در این مجموعه گنجانده شده است ، جزو نمونه داستان های  معمایی - پلیسی می باشند.

     

    به نظر من ، داستان های ذیل ؛ 

     

    رمز موآبی ، مادام سارا ، مرگ مرموز در راه آهن زیر زمینی ،  زنی با کلاه بزرگ  ، معمای شکارچی روباه ، اسب نامرئی و بازی در تاریکی جالب و گیرا بودند.

     

    داستان "معمای شکارچی روباه" معمایی - جاسوسی  مربوط به وقایع  قبل از جنگ اول جهانی بود.

    داستان "اسب نامرئی" به تعقیب ارواح ، موجودات ناشناخته و خطرناک می پرداخت.

    به نظرم داستان های "مرگ مرموز در راه آهن زیر زمینی" و "زنی با کلاه بزرگ" نوشته خانم بارونس ماریا جوزفا اورتسی  از همه داستان‌های این کتاب جالب تر بودند .

     

     

    ‌ ‌ 0 ‌ ‌ ‌ ‌ 20
  •  

    رمان «یادداشت‌های یک گمشده» اثری از بهاره حسنی، است که در ژانر رمان عاشقانه-معمایی و اجتماعی نوشته شده است. این کتاب با زبانی روان و داستانی پرکشش، خواننده را به سفری عمیق در میان روابط خانوادگی، عشق‌های پنهان و رازهای تلخی می‌برد که سال‌ها در دل یک خانواده کهن ایرانی مدفون شده است. داستان در فضایی از تعلیق و هیجان روایت می‌شود و مخاطب را تا صفحه آخر با خود همراه می‌کند.

    بهاره حسنی در این اثر، با نگاهی دقیق به روانشناسی شخصیت‌ها و پیچیدگی‌های روابط انسانی، داستانی خلق کرده است که هم عاشقانه است، هم معمایی و هم پر از درون‌مایه‌های اجتماعی. روایت اول‌شخص از زبان الهه، شخصیت اصلی داستان، به خواننده امکان می‌دهد تا عمیقاً با احساسات، ترس‌ها و امیدهای او همراه شود.

      و اما خلاصه داستان:

    داستان از جایی آغاز می‌شود که الهه، شخصیت اصلی رمان، در نیمه‌های شب با خبری تکان‌دهنده از خواب بیدار می‌شود: برادرش امیر ناپدید شده است. امیر که عاشق دختری به نام رخساره از خانواده‌ای رقیب است، با او فرار کرده و هیچ‌کس از سرنوشت آنها خبر ندارد.

    الهه که دختری احساساتی و مهربان است، برای پیدا کردن برادرش راهی سفری پرمخاطره می‌شود. در این مسیر، ناچار می‌شود با کاوه ارجمند، برادر ناتنی رخساره، همکاری کند. کاوه مردی است با چهره‌ای خشن و رفتاری دوپهلو، اما در عمق وجودش، نگرانی عمیقی برای خواهرش دارد.

    همکاری الهه و کاوه، که ابتدا با بی‌اعتمادی و تنش همراه است، کم‌کم به رابطه‌ای پیچیده و عاطفی تبدیل می‌شود. اما در پس‌زمینه این جست‌وجو، رازهای تاریکی از گذشته دو خانواده برملا می‌شود: دشمنی‌های کهن، خیانت‌ها، عشق‌های نافرجام، و حتی جنایتی هولناک که سال‌ها پیش رخ داده است.

    در طول داستان، الهه با موانع زیادی روبرو می‌شود: تهدیدهای مرموز، تعقیب‌های مشکوک، و قتل‌هایی که همه نشانه‌ها را به سوی امیر و رخساره هدایت می‌کند. اما آیا امیر واقعاً مرتکب جنایت شده؟ آیا رخساره در خطر است؟ و مهم‌تر از همه، آیا الهه و کاوه می‌توانند بر گذشته‌های تلخ خانواده‌هایشان غلبه کنند و به عشقی تازه برسند؟

    ‌ ‌ 0 ‌ ‌ ‌ ‌ 18
  • کتاب برادران کارامازوف (جلد اول) از فئودور داستایفسکی، روایت زندگی خانواده‌ای ازهم‌گسیخته است اما فقط ماجرای چند شخصیت نیست؛ بلکه صحنه‌ای است که در آن مسئله‌های بزرگ انسانی در قالب رابطه‌های روزمره و پرتنش ظاهر می‌شوند. در این کتاب قرار است با جهانی روبه‌رو شویم که در آن آدم‌ها فقط با یکدیگر درگیر نیستند، بلکه با وجدان، گذشته، میل، ایمان و تردید خود نیز دست‌وپنجه نرم می‌کنند. حضور پدری آشفته و فرزندانی با خلق‌وخوهای متفاوت، فضای رمان را به‌ سمت برخورد دیدگاه‌ها و بحران‌های اخلاقی می‌برد.

    کتاب برادران کارامازوف (جلد اول) بیش از آنکه بر حادثه تکیه کند، بر ساختن زمینه‌ی فکری و عاطفی داستان استوار است. داستایفسکی با شرح گذشته‌ی فیودور پاولویچ، سرگذشت دیمیتری، ایوان و آلیوشا و نیز جایگاه صومعه و پیر زوسیما، شبکه‌ای از نیروهای متضاد را در کنار هم می‌گذارد: بی‌بندوباری در برابر انضباط، تمسخر در برابر باور، آشوب در برابر طلب آرامش. آلیوشا در این میان فقط یک شخصیت محوری نیست؛ او راهی برای ورود به جهان رمان است، جهانی که در آن هر گفت‌وگو می‌تواند به بحثی درباره‌ی حقیقت، شر، بخشش یا مسئولیت بدل شود. 

    جلد حاضر، زمینه‌ی اصلی روابط و تنش‌ها را می‌چیند و نشان می‌دهد که چرا این خانواده آماده‌ی انفجار است

    ‌ ‌ 0 ‌ ‌ ‌ ‌ 17
  • کتاب برادران کارامازوف (جلد دوم) نوشته‌ی فئودور داستایفسکی ادامه‌ی گره‌خوردن سرنوشت چند شخصیت اصلی در فضایی آکنده از سوءظن، فشار روانی و بحران اخلاقی است. در بخش‌های این جلد، تمرکز بیش‌تر روی دیمیتری کارامازوف قرار می‌گیرد؛ شخصیتی که همزمان اسیر شور عاطفی، خشم، احساس گناه و نیاز فوری به پول است. داستایفسکی او را فقط به‌ عنوان مردی تندخو نشان نمی‌دهد، بلکه ذهنی آشفته را پیش چشم می‌گذارد که مدام میان امید و سقوط نوسان می‌کند. همین رفت‌وبرگشت‌های درونی، به روایت حالتی تب‌دار می‌دهد و تنش را از سطح ماجرا به عمق روان شخصیت می‌برد.

    کتاب فقط پیش‌بردن یک ماجرای خانوادگی نیست، بلکه صحنه‌ای است که در آن غرور، عشق، تحقیر، بدهی و میل به رستگاری به جان هم می‌افتند. رفت‌وآمد دیمیتری میان خانه‌ها، گفت‌وگوهای پراضطراب او با سامسونوف، لیاگاوی و مادام خوخلاکووا و نیز وسواسش نسبت به گروشنکا، تصویری از انسانی می‌سازد که می‌خواهد زندگی‌اش را از نو شروع کند اما هر بار به مانعی تازه می‌رسد. روایت در عین دنبال‌کردن حادثه‌ها، بارها مکث می‌کند تا حسادت، خودفریبی و شتابزدگی را از درون شخصیت توضیح دهد.

    کتاب برادران کارامازوف (جلد دوم) از نظر فضا، تیره، فشرده و ناآرام است. شخصیت‌ها مدام در آستانه‌ی تصمیمی قرار دارند که می‌تواند همه‌چیز را تغییر دهد. در این میان، داستایفسکی با جزئیات دقیق از حرکت‌ها، مکث‌ها و گفت‌وگوها، نشان می‌دهد که چگونه یک بحران مالی یا عاطفی می‌تواند به بحرانی وجودی تبدیل شود. او شخصیتی را پیش چشم خواننده می‌گذارد که نه کاملاً قابل‌دفاع است و نه به‌ سادگی می‌توان از او فاصله گرفت؛ همین پیچیدگی، نیروی اصلی روایت او را می‌سازد.

    ‌ ‌ 0 ‌ ‌ ‌ ‌ 14
  • این کتاب از 26 داستان کوتاه تشکیل شده است ،

    داستان هایی که در این مجموعه گنجانده شده است ، جزو نمونه های داستان پلیسی واقع گرا یا پلیسی دلهره آور است که توسط نویسندگانی چون کورنل وولریچ و دیگران نوشته شده اند و از سوی آلفرد هیچکاک انتخاب شده اند.

    به نظر من ، داستان های ذیل ؛ 

    بدرقه ی مرگ ، جایزه پنج هزار دلاری ، از بچه ها منتفرم،  دختری انتقام می گیرد ، پایان زندگی یک گانگستر ، خواهر فداکار ، طعمه ، اشتباهی که او کرد و قاتلین بالفطره جالب و گیرا بودند.

    داستان "طعمه" پلیسی - جنگی و مربوط به وقایع جنگ دوم جهانی بود.

    به نظرم داستان "از بچه ها متنفرم" هم جالب بود و هم دارای نکات طنز بود.

    ‌ ‌ 0 ‌ ‌ ‌ ‌ 19
  • کتاب قلعه حیوانات از شناخته‌شده‌ترین آثار جورج اورول است؛ رمانی تمثیلی که ماجرای آن در مزرعه‌ای آغاز می‌شود که حیواناتش از وضع زندگی خود به ستوه آمده‌اند. سخنرانی میجر پیر، خوکی که از رنج، بیگاری و سلطه‌ی انسان حرف می‌زند، جرقه‌ی حرکتی جمعی را می‌زند. از همان فصل‌های آغازین، فضای اثر بر پایه‌ی امید، خشم، همبستگی و رؤیای ساختن نظمی تازه شکل می‌گیرد. حیوانات می‌خواهند از زیر سلطه بیرون بیایند و زندگی را بر اساس قانون‌هایی پیش ببرند که خودشان نوشته‌اند.
    کتاب قلعه حیوانات فقط روایت یک دگرگونی در یک مزرعه نیست. اورول نشان می‌دهد که چگونه زبان، شعار، قانون و حتی حافظه می‌توانند در مسیر قدرت تغییر کنند. شخصیت‌هایی مثل ناپلئون، سنوبال، باکسر، کلوور و بنجامین هرکدام نماینده‌ی نوعی نگاه، منش یا واکنش در برابر رخدادهای جمعی‌اند. بعضی‌ها اهل عمل‌اند، بعضی‌ها اهل سخن، بعضی‌ها ساده‌دلانه اعتماد می‌کنند و بعضی‌ها از همان ابتدا با تردید به ماجرا نگاه می‌کنند. همین تنوع شخصیت‌ها باعث می‌شود مزرعه فقط یک صحنه‌ی نمادین نباشد و به محیطی زنده و پرتنش تبدیل شود.
    کتاب قلعه حیوانات در ظاهر با حیوانات و مزرعه سروکار دارد اما در لایه‌ی زیرین خود درباره‌ی سازوکار سلطه، تغییر چهره‌ی قدرت و فراموش‌شدن آرمان‌های اولیه حرف می‌زند. روایت کوتاه و فشرده است و اتفاق‌ها با سرعت پیش می‌روند، اما در همین حجم کم، موضوع‌هایی مثل تبلیغات، ترس، اطاعت، تحریف حقیقت و فرسوده‌شدن امید جمعی به‌روشنی دیده می‌شود. این کتاب تجربه‌ای از خواندن یک داستان نمادین است که هم خط روایی مشخص دارد و هم مجال فکرکردن به نسبت میان عدالت، رهبری و سوءاستفاده از اعتماد را باز می‌گذارد.

    ‌ ‌ 0 ‌ ‌ ‌ ‌ 17
  • داستان درباره دختری مهربان، شجاع و اهل مطالعه به نام بِل (دلبر) است که همراه پدر تاجرش زندگی می‌کند. بل با دختران دیگر متفاوت است؛ او زیبایی را نه در ظاهر و ثروت، بلکه در دانش و اخلاق انسان‌ها می‌بیند.

    پس از آنکه پدر بل ورشکست می‌شود، برای کسب‌وکار به سفری می‌رود. در راه بازگشت، در جنگلی تاریک و طوفانی گم شده و به قصری جادویی و ناشناخته پناه می‌برد. او هنگام خروج از قصر، به یاد خواسته دخترش بل، یک شاخه گل سرخ از باغ قصر می‌چیند. در همین لحظه، دیو (صاحب قصر که هیولایی هراس‌انگیز است) ظاهر می‌شود و به خاطر این رفتار، تاجر را تهدید به مرگ می‌کند. دیو تنها یک شرط برای بخشش تاجر می‌گذارد: اینکه یکی از دخترانش با رضایت خود به قصر بیاید و جای پدر بماند.

    بل با فداکاری و شجاعت، مسئولیت را می‌پذیرد و به قصر دیو می‌رود. بر خلاف انتظار بل، دیو با او به آرامی و احترام رفتار می‌کند. هر شب دیو از بل می‌پرسد که آیا حاضراست با او ازدواج کند و بل هر بار پاسخ منفی می‌دهد، اما با گذشت زمان، صحبت‌ها و برخوردهای آنان باعث می‌شود بل روح مهربان، دوست‌داشتنی و رنج‌دیده دیو را در پسِ ظاهر ترسناکش کشف کند.

    مدتی بعد، بل با استفاده از آینه‌ای جادویی متوجه می‌شود پدرش سخت بیمار است. او از دیو اجازه می‌خواهد تا برای مدتی کوتاه به دیدار خانواده‌اش برود. دیو با وجود ترس از بازنگشتن بل، به او اجازه رفتن می‌دهد. بل پس از بازگشت به خانه، به دلیل حیله خواهرانش چند روز بیشتر از موعد قول داده‌شده می‌ماند. اما ناگهان با دیدن رویایی از دیو که در قصر در حال مرگ است، سراسیمه به قصر بازمی‌گردد.

    بل دیو را در باغ قصر در آستانه مرگ می‌یابد. او با گریه و زاری، عشق واقعی خود را به دیو اعتراف می‌کند و می‌گوید که می‌خواهد با او بماند. با این اعتراف صادقانه، طلسم قدیمی قصر شکسته می‌شود؛ طلسمی که شاهزاده‌ای مغرور را به دلیل عدم درک محبت به هیولا تبدیل کرده بود. دیو به شاهزاده‌ای خوش‌سیما تبدیل می‌شود و آن دو با هم ازدواج می‌کنند.

     
    ‌ ‌ 8 ‌ ‌ ‌ ‌ 14.3K
  • کتاب لرزش مرگ دارای 14 داستان کوتاه به انتخاب آلفرد  هیچکاک می باشد.

    در تعدادی از داستان ها ؛ مانند موش‌ها و آدم ها ، ترانه های سنت لوئیس ، مرا بکشید ...مرا بکشید ، لرزش مرگ و روزگار هرگز با وی نساخت ؛ قاتل که نقشه قتل مقتولین را کشیده در دام نقشه خود می افتد و خودش کشته می شود .

    ولی از نظر من جالب ترین داستان ؛ "دزد بانک" بود و پایان آموزنده ای داشت.

    داستان "خبرنگار جسور" فرم داستانش با داستان های دیگر این کتاب متفاوت و در ژانر جاسوسی بود .

    ‌ ‌ 0 ‌ ‌ ‌ ‌ 16
  • رمان کنت مونت کریستو اثر الکساندر دوما فقط داستان یک انتقام ساده نیست؛ این کتاب روایت سقوط و دوباره برخاستن انسانی است که در جوانی همه چیزش را از دست می‌دهد و سال‌ها بعد با هویتی تازه به جامعه بازمی‌گردد. کنت مونت کریستو ترکیبی از ماجراجویی، عشق، خیانت، سیاست، فلسفه و روان‌شناسی انسان است. داستانی که نشان می‌دهد یک انسان چگونه می‌تواند از دل تاریکی زندان، تبدیل به فردی قدرتمند شود؛ اما در عین حال ممکن است در مسیر انتقام، خودش نیز بخشی از همان تاریکی شود.

    ‌ ‌ 0 ‌ ‌ ‌ ‌ 17
  • کتاب آناکارنینا جلد دوم نوشته لئو تولستوی بخشی از رمانی است که زندگی شخصیت‌هایش را در نقطه‌ای حساس دنبال می‌کند؛ جایی که تصمیم‌های عاطفی دیگر فقط احساس شخصی نیستند و به ایمان، خانواده، آبرو، آینده و معنای زندگی گره می‌خورند. در این بخش، روایت از یک‌سو به لوین و کیتی نزدیک می‌شود و از سوی دیگر آنا و ورونسکی را در موقعیتی تازه نشان می‌دهد. همین جابه‌جایی میان دو مسیر، فضای اثر را از یک داستان عاشقانه‌ی صرف دور می‌کند و آن را به تصویری گسترده‌تر از روابط انسانی بدل می‌سازد.
    در فصل‌های آغازین، روایت با تدارک مراسم ازدواج لوین و کیتی پیش می‌رود، اما تمرکز اصلی فقط بر خود مراسم نیست. تولستوی اضطراب، دودلی، شرم، امید و آشفتگی ذهنی لوین را با جزئیات نشان می‌دهد؛ از درگیری او با مناسک مذهبی تا ترس ناگهانی‌اش از آینده‌ی مشترک. در کنار این خط، ورود دوباره به زندگی آنا و ورونسکی حال‌وهوای دیگری می‌سازد: سفری در اروپا، فاصله از گذشته، کوشش برای ساختن نظمی تازه و درعین‌حال ناتوانی در رهاشدن از پیامدهای انتخاب‌ها. این تقابل، یکی از محورهای مهم این کتاب است.
    این کتاب از نظر فضاسازی هم چشمگیر است. صحنه‌های کلیسا، گفت‌وگوهای خانوادگی، جمع‌های اشرافی و اقامت در شهرهای اروپایی فقط پس‌زمینه نیستند؛ هرکدام بخشی از فشار اجتماعی و ذهنی شخصیت‌ها را آشکار می‌کنند. تولستوی در این جلد، به‌جای شتاب در پیش‌برد ماجرا، روی لحظه‌هایی مکث می‌کند که در آن‌ها شخصیت‌ها با خودشان روبه‌رو می‌شوند. نتیجه، متنی است که هم روابط بیرونی را دنبال می‌کند و هم لایه‌های پنهان‌تر تردید، اشتیاق، حس گناه و نیاز به معنا را پیش چشم می‌گذارد.

    ‌ ‌ 0 ‌ ‌ ‌ ‌ 16
  •  

     

    کتاب مسخ نوشته فرانتس کافکا است؛ روایتی از صبحی که در آن گره‌گوار سامسا از خواب بیدار می‌شود و می‌فهمد به موجودی هولناک بدل شده است. این کتاب از دل یک اتفاق ناممکن، فشار کار، بدهی خانوادگی، ترس از قضاوت و فروپاشی جایگاه انسان در خانه و جامعه را پیش می‌کشد. ماجرا فقط درباره‌ی تغییر جسم نیست، بلکه درباره‌ی تغییر نگاه دیگران و تنهایی‌ای است که آرام‌آرام همه‌چیز را دربرمی‌گیرد.

     

    این کتاب از همان جمله‌های آغازین، خواننده را وارد وضعیتی می‌کند که هم عجیب است و هم به‌شکلی آزاردهنده واقعی به نظر می‌رسد. محور اصلی اثر، دگرگونی ناگهانی گره‌گوار سامساست؛ فروشنده‌ای که زندگی‌اش میان کار فرساینده، مسئولیت مالی خانواده و اطاعت از نظم سخت‌گیرانه‌ی بیرون تقسیم شده است. کافکا این حادثه را نه به‌عنوان معمایی برای توضیح‌دادن، بلکه به‌عنوان موقعیتی برای دیدن ترس، شرم، انزوا و وابستگی پیش می‌برد. در نتیجه، فضای اثر از همان ابتدا میان کابوس، روزمرگی و اضطراب معلق می‌ماند.
    کتاب مسخ فقط بر شگفتی این تغییر تکیه نمی‌کند. بخش مهمی از اثر به واکنش خانواده، رئیس، خواهر و پدر و مادر گره‌گوار مربوط است؛ واکنش‌هایی که به‌تدریج از نگرانی به فاصله، از ترحم به خستگی و از خستگی به نوعی بیگانگی می‌رسند. این کتاب نشان می‌دهد که وقتی نقش اجتماعی یک نفر از کار می‌افتد، رابطه‌های نزدیک هم زیر فشار می‌روند. اتاق گره‌گوار، درهای بسته، صدای قدم‌ها، ظرف غذا و جابه‌جایی وسایل خانه، هریک به نشانه‌ای از این تغییر بدل می‌شوند و حس خفگی و حذف‌شدن را پررنگ‌تر می‌کنند.
    کتاب مسخ در کنار خط اصلی داستان، تصویری تند از مناسبات قدرت هم می‌سازد؛ از محیط کار و بدهکاری گرفته تا جایگاه فرزند در خانواده و ارزشی که به سودمندی او گره خورده است. کافکا به‌جای توضیح مستقیم، موقعیت‌هایی می‌چیند که از دل آن‌ها ترس از بی‌مصرف‌شدن، ناتوانی در گفت‌وگو و فروپاشی هویت دیده می‌شود. همین ویژگی باعث شده است که این کتاب فقط یک داستان عجیب نباشد، بلکه متنی باشد که درباره‌ی تنهایی، بدن، کار و نگاه دیگران پرسش‌های ماندگار مطرح می‌کند.

    ‌ ‌ 0 ‌ ‌ ‌ ‌ 16