داستان در مورد ماجراهای ریچارد هانی است که مربوط به وقایع قبل از وقوع جنگ جهانی اول می باشد که آلمانی ها در انگلستان نفوذ کرده بودند و می خواستند اطلاعات و نقشه های جنگی انگلیس و فرانسه را در اختیار دولت متبوعشان قرار دهند ، اما ...
در ضمن بر اساس داستان این کتاب فیلمی هم تهیه شده است.
به این گونه کتابها نوولا گفته می شود . نه داستان کوتاه است ، نه داستان بلند (رمان) . مانند کتاب بوف کور صادق هدایت. این داستان اولین بار در سال 1933 میلادی در مجله ای بصورت پاورقی به چاپ رسید و در سال 1951 میلادی بصورت کتاب چاپ گردید و آخرین کتاب داشیل همت می باشد که در زمان حیاتش منتشر شده است.

تصویر نویسنده کتاب ؛ جان لوکارهمن قبلا با خواندن کتاب "جاسوسی که از سردسیر آمد" با نوشته های جان لوکاره آشنا شدم او هم مانند شرلوک هلمز
نوشته آدریان کانن دویل ، هرکول پوآرو و خانم مارپل نوشته آگاتا کریستی قهرمانی به نام جرج اسمایلی ابداع کرده که مامور سرویس مخفی انگلیس می باشد که به نظر من قهرمان داستان از زندگی کاری نویسنده در گذشته اقتباس شده است .
داستان بر می گردد به دوران بعد از جنگ جهانی دوم معروف به جنگ سرد و فعالیت سرویس مخفی آلمان شرقی بنام اشتازی در انگلستان و یکی از مقامات ارشد وزارت امور خارجه انگلیس در مظان اتهام جاسوسی برای آلمان شرقی قرار دارد کشته می شود و ...
من پس از خواندن کتاب "تلفن به مرد مرده" متوجه شدم که کتاب" جاسوسی که از سردسیر آمد" ادامه داستان این کتاب می باشد.
داشیل همت نویسنده این کتاب؛ به سال 1894 میلادی در مریلند آمریکا به دنیا آمد و در سال 1961 از دنیا رفت.
در 14 سالگی مدرسه را رها کرد و به شغل های مختلفی رو آورد و تقریبا از تمام آنها اخراج شد. در سال 1915 میلادی به دنبال یک آگهی ، جذب مؤسسه کارآگاهی پینکرتون شد و به سال 1922 میلادی شغل کارآگاهی را کنار گذاشت.
درگیری داشیل همت در ماجرای سناتور مک کارتی و اجتناب از لو دادن نام رفقایش، دوران تاریکی را برایش ببار آورد. مدتی زندانی شد، کتابهایش از کتابفروشیهای آمریکا جمع آوری گشت و هیچ حق التالیفی برای ساخت فیلمها و نمایشهای رادیویی که از آثارش ساخته میشد، به وی تعلق نگرفت.
و در حقیقت زمانی که از دنیا رفت شخص مفلوک بود.
داشیل همت با نوشتن داستان های کوتاه در مجله" بلک ماسک" وارد شغل نویسندگی گشت و به مرور مشهور شد.
کتاب نفرین داین دومین کتاب از این نویسنده است که به سبک و سیاق مجله "بلک ماسک" منتشر گردید.
یک داستان کارآگاهی کلاسیک را - برخلاف داستان های داشیل همت - میتوان نوعی بازی رسمی توصیف کرد که قواعد خاص خود را برای تغییر و دگرگونی دارد.
آنچه به طور معمول در این داستان ها اتفاق میافتد این است که کارآگاه در موقعیتی توام با اطلاعات ناکافی، اشتباه، گمراه کننده و مبهم قرار می گیرد و داستان در کل، تمرینی است برای ابهام زدایی.
اما این همانی نیست که به طور معمول برای داشیل همت یا کارآگاه کانتیننتال اتفاق میافتد. نوشته های داشیل همت پیچیده تر و کامل تر از اینهاست و به واسطه ی این پیچیدگی ها و تفاوت هاست که می توان ادعا کرد داشیل همت توانسته است داستان جنائی را در ادبیات وارد کند.
او به مدت ده سال این کار را کرد. دوره فعالیت پر از خلاقیت او زمانی پایان پذیرفت که دیگر نتوانست به کار خود ادامه دهد و در جریان مک کارتیسم به زندان افتاد و پس از آزادی از نوشتن دست کشید و زندگیش دگرگون گشته و به هنگام مرگ در سال 1961 تقریبا از یادها رفته بود.
تصویر نویسنده کتاب ؛ ساموئل داشیل همت .
کتاب شاهد خاموش حکایت انجام وظیفه یک کارگاه پلیس که بسیار دانا ، باهوش و زیرک می باشد، است . ستوان کلنسی همان پلیس مورد نظر داستان که علی رغم تلاشش درجه اش عقب افتاده به او پرونده ای سپرده شده که در نگاه اول بسیار پیچیده می باشد ولی با تلاش و جدیت و قرار دادن شواهد و قرائن همانند اجزای یک پازل در کنار هم ، موفق می گردد تا معما را حل کرده و مجرمان را تحویل عدالت دهد.
داستان این کتاب بسیار مهیج و گیرا می باشد.
کتاب شاهدخاموش
نویسنده : رابرت پایک
ترجمۀ کوروش سلیمزاده
یک تبهکار خطرناک به دستگاه قضایی مراجعه میکند و میخواهد داوطلبانه در برابر کمیسیون مبارزه با جرایم شهادت دهد. پلیس مأموریت مییابد که از جان وی، تا روز ادای شهادت، مراقبت کند.
اما چندی نمیگذرد که آن مرد در حضور افراد پلیس به قتل میرسد. افسر مسئول مراقبت، که به سهلانگاری متهم شده، در چگونگی ماجرای روی داده تردید میکند و همین سرآغاز داستانی پر رمز و راز و هیجان انگیز میشود.
شخصیت اصلی این رمان، ستوان کلنسی، پلیسی سرسخت و وظیفهشناسی است که بهشدت خسته و دلزده است. این دلزدگی نه امری خودخواسته، بلکه حاصل نوعی آگاهی تجربی است.
او دریافته که با دستگیری چند جنایتکار خطرناک، دنیا عوض یا اصلاح نمیشود. پلیسهای اطراف کلنسی تقریباً به طور پایانناپذیری بیکفایت هستند.
برخورد نمایندۀ دادستانی با او ترکیبی است از تحقیر و سوءظن. به همه اینها باید توطئهها و ساخت و پاختهای دنیای زیرزمینی تبهکاران را هم افزود که کلنسی در میانشان گرفتار آمده است.
اما قهرمان داستان نه یک قدیس است و نه یک همه فن حریف. آنچه کلنسی در خود دارد، عقل سلیم و درایت کافی، تصور مبهمی از انجام وظیفه و اجرای عدالت، و نوعی خویشتنداری و مناعت طبع است.
او در جستوجوی حقیقت، از تمام مرزها و خط قرمزهایی که برایش تعیین شده عبور میکند و هر چه جلوتر میرود، تصورش از مفاهیمی چون انجام وظیفه، عدالت اجتماعی و دستگاه قضایی مبهمتر میشود.
دوشیزه واندرلی برای درخواست کمک به سام اسپید مراجعه کرد. خدمتی که سام برایش انجام داد، منجر به قتل شریک خودش گردید.
اکنون سام در شرایطی که موردی برای ترحم وجود نداشت دست به کار روشن شدن موضوع شد ---- و نه تنها موفق به کشف هویت کایروی حلیه گر و گوتمن چاق گردید ... بلکه به ماجرای شاهین مالت نیز پی برد.
این خلاصه ای از داستان شاهین مالت ، معروفترین اثر داشیل هامت که در دهه دوم قرن بیستم تحریر یافته و به عنوان استعدادی محض در گستره داستان های عامه پسند در آمریکا شناخته شده است.
نویسندگانی که این چهار داستان از مجموعه آثارشان در این کتاب برگزیده شده هر یک از بهترین و چیره دست ترین افراد در کار خود بوده و فضای مشترک و حاکم بر این چهار داستان عامل کشش و هیجان می باشد.
شاید مورد تعجب آور ، گنجاندن داستانی کوتاه از نویسنده معروف آمریکایی یعنی جان اشتاین بک در این مجموعه باشد ، ولی با مطالعه این داستان تصدیق خواهید کرد که این داستان هم از این نظر با سایر داستانها همخوانی مناسبی دارد.
آرسن لوپن انسانی است آزاد با روحیه ای مستقل . از مردم است و با مردم . و همیشه در جایی که باید باشد حضور می یابد ، جایی که دنیاداران انتظارش را نمی کشند. امروز طبیب است ، فردا کاشف ، و روز بعد معلم. همه ی نقشها را به درستی ایفا می کند تا داد مظلومان را بستاند.
نسل گذشته ی ما لوپن را خوب می شناخت ، و او بار دیگر به میان ما باز می گردد.
آرسن لوپن کیست؟ دزد نجیب زاده ای که در اواخر کار بیشتر کارآگاه بود تا دزد البته پاسخ به این پرسش دشوار است ، وقتی بازرس پلیس از او می خواهد تا هویتش را فاش سازد پاسخ می دهد: راستش من می خواستم از شما تقاضا کنم که هویتم را برایم فاش کنید. من آنقدر با نام های مختلف زندگی کرده ام که نام واقعی خودم را فراموش کرده ام.دیگر خود را نمی شناسم.
روبر دلوز در کتاب اساتید رمان پلیسی می نویسد آرسن لوپن همه جا هست و هیچ جا نیست. اما همیشه در جایی که لازم است حضور داشته باشد حضور دارد، یعنی در جایی که هیچکس انتظارش را ندارد. لوپن از مردم است و با مردم و بیشتر آموخته های خود را در دانشکده های اجتماع فرا گرفته است و شاید رمز موفقیت عجیب این دزد نجیب زاده که قهرمان ملی فرانسه گردید همین باشد. کتاب حاضر که بوسیله دو تن از بهترین نویسندگان جنایی و پلیسی نوشته شده است به بازسازی یکی از پرهیجان ترین ماجراهای این شخصیت مرموز می پردازد.
کتاب بسیار مهیجی بود ولی مترجم مرحوم ذبیح الله منصوری از لغت های قدیمی و غیر متداول در ادبیات فارسی برای ترجمه بکار برده بود ، اما در شیرینی و هیجان داستان تاثیر چندانی نداشت.
جنگ هم نتوانسته بود پانسیون شبانه روزی سان سوسی را عوض کند.هنوز هم افسران بازنشسته ارتش، پیرزنان شایعه ساز و جوانان شیفته در آن اقامت داشتند . ولی یکی از آنها جاسوس بود و بر ستون پنجم آلمان نازی در انگلستان ریاست می کرد. قرار بود بمحض اینکه هیتلر به انگلستان حمله کرد، خیانتکاران که در مقامات بالای حکومت انگلستان رخنه کرده بودند بکمک ستون پنجم قدرت را در دست بگیرند، آنها حتی در دستگاه اینتلیجنس سرویس نفوذ داشتند و لازم بود نه یک مأمور کاملا ناشناس و بدون سابقه ، نقاب از چهره خیانتکاران ستون پنجم بر دارد. در این موقع بود که دستگاه ضدجاسوسی انگلیس به تامی برسفورد و زوجه اش توبتس متوسل شد...
...آنها با دشمنی روبرو بودند که از هیچ آدم دزدی و جنایتی ابا نداشت زیرا این دشمن خیال می کرد بزودی حکومت انگلستان را در دست خواهد گرفت...
رویدادهای رمان در کرمانشاه و از سال 1313 شروع میشود.
سید میران سرابی، مرد میانسال و موفقی است که بعد سالها، حال به ریاست صنف نانوایان کرمانشاه منصوب شده است.
او مردی مذهبی، ملاحظه کار و متینی است و زنی بسیار باوفا به نام آهوخانم دارد.
داستان دربارهی گروهی از جوانان با پیشینهها و طبقات اجتماعی مختلف است.
که هر شب در پارکی در تهران به نام “آخرین ایستگاه” دور هم جمع میشوند.
محور اصلی: این جوانان در این گردهماییها، قصههای زندگی خود را که هر کدام نمادی از مشکلات اجتماعی ، فرهنگی و طبقاتی جامعه هستند، برای یکدیگر تعریف میکنند.
پیامد: این همدلی و بازگویی سرگذشتها باعث میشود که هر یک از آنها برای حل مشکلات زندگی دوستان خود تلاش و تکاپو کند.
به طور کلی، “آخرین ایستگاه شب” به مسائل جوانان، عشق و روابط عاطفی در بستر چالش های اجتماعی و طبقاتی میپردازد که از ویژگیهای بارز آثار ر. اعتمادی به شمار میرود.
ر. اعتمادی (با نام اصلی رجبعلی اعتمادی) نویسنده، رماننویس و روزنامهنگار مشهور ایرانی است که به دلیل خلق رمانهای عاشقانه، اجتماعی و عامهپسند (پرفروش) در ایران شهرت دارد.
آثار او اغلب دارای سوژههای داستانی جذاب و عاطفی هستند و در چندین نسل مخاطب داشتهاند.
توجه به جوانان: رمانهای او عمدتاً به دغدغهها، عشقها و مشکلات اجتماعی جوانان میپردازد.
واقعیتمحوری: خود اعتمادی بر این باور بود که اغلب رمانهایش بر اساس شخصیتها و رویدادهای واقعی شکل گرفتهاند.
محبوبیت گسترده: با وجود اینکه منتقدان آثار او را در دسته “رمانهای عامهپسند” قرار میدادند، اما محبوبیت و فروش بالای آنها در چندین دهه نشاندهنده ارتباط عمیق او با مخاطبان بود.
لیماس که در آخرین ماموریت خود در جمهوری دموکراتیک خلق آلمان از مونت رئیس اشتازی شکست خورده بود بدنبال انتقام از او بود. لذا مسأله را با مافوق خود در میان می گذارد و آنها برای اینکار نقشه ای می کشند تا این موقعیت برای او مهیا شود و نهایت به عنوان یک مامور اخراجی در دام اشتازی می افتد ولی مسائل آنطوری که او فکر می کرد، نبود و در دادگاه بهنگام اعتراف تازه به کنه مسائل پی برده که چه فریبی خورده است لذا تصمیم می گیرد پنهانی از دیوار برلین فرار کند که هدف تیراندازی مرزبانان قرار می گیرد و کشته می شود.