این به شرحی از زندگی و احوال تعداد 76 تن از افسران دانشآموخته دانشکده افسری نیروی زمینی ارتش در هوانیروز میپردازد. افسرانی که پس از اتمام دوران سخت و صعب دانشکده افسری و اخذ درجه ستواندومی و دانشنامه کارشناسی، وارد هوانیروز شدند و با فراگیری دورههای مختلف موشک زبان انگلیسی تخصصی و آموزشهای عملی پرواز در ایران و ایتالیا، خلبانی بالگردهای بل205، بل206، بل214، شنوک و هواپیمای جتفالکن را بر عهده گرفتند و نقش بارزی در دفاع از آسمان میهن عزیزمان طی جنگ تحمیلی داشتند. کتاب مذکور در 223 صفحه تالیف و با شمارگان 1000 نسخه برای نوبت اول، در سال 1404 توسط انتشارات دانشگاه افسری امام علی به زیور طبع آراسته شده و در اختیار علاقهمندان قرار گرفته است.
این کتاب به شرحی از زندگی و احوال تعداد 70 تن از افسران دانشآموخته دانشکده افسری نیروی زمینی ارتش در نیروی پدافند هوایی میپردازد. افسرانی که پس از اتمام دوران سخت و صعب دانشکده افسری و اخذ درجه ستواندومی و دانشنامه کارشناسی، وارد نیروی هوایی ارتش شدند و با اختصاص به فرماندهی پدافند هوایی در آن زمان و فراگیری دورههای مختلف موشک هاگ و جنگافزارهای اورلیکن و سامانه اسگایگارد و .... نقش بارزی در دفاع از آسمان میهن عزیزمان طی جنگ تحمیلی داشتند. کتاب مذکور در 177 صفحه تالیف و با شمارگان 1000 نسخه برای نوبت اول، در سال 1404 توسط انتشارات دانشگاه افسری امام علی به زیور طبع آراسته شده و در اختیار علاقهمندان قرار گرفته است.
این کتاب به شرحی از زندگی و احوال تعداد 72 تن از خلبانان و افسران فنی دانشآموخته دانشکده افسری نیروی زمینی ارتش در نیروی هوایی میپردازد. افسرانی که پس از اتمام دوران سخت و صعب دانشکده افسری و اخذ درجه ستواندومی و دانشنامه کارشناسی، بار دیگر در آزمونهای ورودی دانشکده خلبانی پذیرفته شده و دورههای متعددی را در ایران و آمریکا پشت سر گذاشتند و به خلبانی هواپیماهای مختلفی چون اف4، اف5، اف14، جتفالکن، سی130، بوئینگ 707 و بوئینگ 747 نائل آمدند و نقش بارزی در دفاع از میهن عزیزمان طی جنگ تحمیلی داشتند. کتاب مذکور در 313 صفحه تالیف و با شمارگان 1000 نسخه برای نوبت اول، در سال 1404 توسط انتشارات دانشگاه افسری امام علی به زیور طبع آراسته شده و در اختیار علاقهمندان قرار گرفته است.
این کتاب، به شرحی از زندگی و احوال شهدای اقلیت دینی ارتش در دفاع مقدس میپردازد. شرح 16 شهید آشوری، 44 شهید ارمنی، 11 شهید زرتشتی، 3 شهید کلیمی و 1 شهید از صابئین مندایی در این کتاب آورده شده است. همچنین شرح زنندگی و خدمات سه تن از کارکنان اقلیت دینی ارتش نیز در انتهای کتاب مزید شده است. این عزیزان عبارتند از: زندهیاد سرهنگ خلبان لوتر یادگاری(خلبان بوئینگ707 نیروی هوایی ارتش)، زندهیاد سرهنگ خلبان کیقباد اردشیری چم(خلبان جنگندهی اف5 نیروی هوایی ارتش) و سرهنگ خلبان آرتیم ملکیان(سراستادخلبان بالگرد بل205 هوانیروز) که تا پایان دفاع مقدس، در جنگ حضور داشتند و خدمات شایان تحسینی انجام دادند. درضمن کتابشناسی 11 عنوان کتاب و فیلمشناسی 7 فیلم سینمایی مربوط به شهدای اقلیت دینی، در این کتاب آورده شده است. نکته تمایز این کتاب با سایر کتابهای منتشرشده، این است که نویسنده ضمن دسترسی به پروندهی این شهدای عزیز، یگانها و سایر موارد مرتبط با زندگی شهدای یادشده را ذکر کرده و تمام اطلاعات مربوط به آنها، گردآوری شده است.
زمینلرزهای به بزرگی 3/7 ریشتر، بامداد یکشنبه 22 آبان مناطق غربی کشور ازجمله استان کرمانشاه را لرزاند. در پی وقوع این زمین لرزه که کانون آن در منطقهی سرپل ذهاب اعلام شد، بیشترین خسارات به شهرهای سرپل ذهاب، قصرشیرین و ثلاث باباجانی وارد آمد و متأسفانه قریب به 450 تن از هموطنان ما جان خود را از دست داده و حدود8000 نفر نیز مصدوم شدند. به محض وقوع زمینلرزه در استان کرمانشاه، نیروهای کمکی ارتش شامل سه تیپ 181 و 281 و 71 از یگانهای نیروی زمینی ارتش اعم از یگانهای رزمی و درمانی، به منطقهی زلزلهزدهی سرپل ذهاب استان کرمانشاه اعزام شدند و مجروحان حادثه، شناسایی شدند و پذیرش و درمان ابتدایی برروی آنها در پادگان «ابوذر صورت گرفت. بالگردهای هوانیروز و امکانات پزشکی نیز بهسرعت به منطقهی حادثهدیده اعزام شدند و کارکنان بیمارستان 520 منطقهای نیروی زمینی ارتش، به مداوای مصدومان پرداخت. این کتاب، به شرح اقدامات نیروی زمینی ارتش در این حادثهی غمبار پرداخته است.
ارتش و بهویژه نیروی زمینی از روز اول ورود کرونا به کشور، با تمام توان در خدمت وزارت بهداشت بود. ارتش، سازمانی منظم است و بنابراین از بهمن 1398، قرارگاه زیستی را تشکیل و اقدامات ارزشمندی را در این قرارگاه و در کنار وزارت بهداشت انجام داد و آنچه وزارت بهداشت نیاز داشت، پای کار آورد. ارتش از روزهای اول؛ در قرنطینه و کنترل ورودی و خروجی شهرها، ضدعفونی معابر، در اختیار قراردادن بیمارستانهای خود، کمک به تأمین نیروی انسانی، احداث بیمارستانهای صحرایی و تأمین نیازمندیهای دانشگاه علوم پزشکی و وزارت بهداشت کمک زیادی کرد. ارتش برای بیماران حاد تنفسی در شهرها ازجمله خاش، زابل، زاهدان، اصفهان، کرمانشاه، قم و رشت؛ بیمارستانهایی با سازههای مستحکم ایجاد کرد. بخش دیگر کمکها، کمک تجهیزاتی به بیمارستانها بود و همچنین 28 بیمارستان تخصصی ارتش در سراسر کشور با 12000 کادر درمانی، در خدمت مردم قرار گرفتند. شش گردان خدمات بهداری نیز به عنوان معین استانها، در شرایط کرونایی پیش بینی شده بود که در صورت نیاز فعالیت کنند. مستندی از این اقدامات در این کتاب، ثبت شده است.
ورود سامانهی بارشی متراکم در هفتهی اول فروردین 1398، موجب ایجاد سیلاب و خسارتهای جانی و مالی در پنجم فروردین در 25 استان ایران شد و حداقل نوزده کشته در استانهای مختلف کشور برجای گذاشت. موج دوم بارشها نیز در یازدهم فروردین آغاز شد و شهرهای غربی و جنوبی کشور را در بر گرفت. پس از این بارشها، هشدار سیل و آمادهباش در 23 استان ایران اعلام شد. در پی این حادثه؛ انواع تجهیزات مورد نیاز اعم از قایقهای جمینی و سایر قایقها، نفربرها، تجهیزات مهندسی، موتورهای پمپ جهت تخلیهی آب، لودر، بولدوزر و بیل مکانیکی به مناطق سیلزده ارسال شد. بیمارستان صحرایی ارتش بهعلاوهی اتاق عمل سیار با همهی تخصصهای لازم به همراه پرسنل متخصص، در مناطق سیلزده مستقر شدند تا خدمات بهداشتی مورد نیاز مردم را ارائه کند. همچنین بالگردهای ارتش برای کمک و امدادرسانی به سیلزدگان، به استان های حادثهدیده اعزام شدند. قریب به 300 خانوادهی سیلزده نیز در پایگاه هوایی استان و پادگانهای نیروی زمینی استان فارس اسکان داده شدند و امکانات مناسب و مختلفی در اختیار آنها قرار گرفت. این کتاب، به چگونگی محار این بحران توسط کارکنان نیروی زمینی ارتش میپردازد.
شهید جهانگیر مقدادی در تاریخ 1/3/1338 در روستای کاسان در شش کیلومتری رشت به فومن دیده به جهان گشود. پدر و مادرش برای تأمین معاش زندگی فرزندانشان، به کاشت برنج و توتون و پرورش ماهیان و کرم ابریشم اشتغال داشتند. او تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان «حکیم جوری» خشت مسجد که با محل سکونت سه کیلو متر فاصله داشت، سپری نمود و در مدرسهی راهنمایی «گیلان» شهر رشت، دوران راهنمایی را به پایان برد و در سال 1353 وارد هنرستان فنی شهید چمران رشت شد و در رشتهی راه و ساختمان دیپلم گرفت. در پائیز 1359 به خدمت دورهی ضرورت عزیمت کرد و دوران آموزشی خود را در پادگان «چهلدختر» شاهرود گذراند و به لشکر77 پیروز خراسان نیروی زمینی ارتش اختصاص یافت. وی پس از پانزده ماه حضور فعالانه در مناطق عملیاتی، در اول بهمن 1359 در جبههی سرپل ذهاب براثر اصابت خمپاره به شهادت رسید و در زادگاهش به خاک سپرده شد. این کتاب، به زندگی و چگونگی شهادت وی اختصاص دارد.

سرتیپدوم دکتر ابراهیم علیبخشی در 1326 در روستای شابان شهرستان دماوند به دنیا آمد. پس از طی دوران ابتدایی و متوسطه، در 12 مرداد 1347 وارد دانشکدهی افسری شد. دوران تحصیلی را با موفقیت به پایان برد و در 1350 به اخذ دانشنامهی کارشناسی و درجهی ستواندومی در رستهی توپخانه نائل آمد. او دورههای مقدماتی رستهای توپخانه، عالی رستهای توپخانه، دانشکدهی فرماندهی و ستاد، دانشکدهی پدافند ملی در هند و دکترای مدیریت دولتی را سپری کرده است. فرماندهی آتشبار ارکان توپخانه، گردان توپخانه، تیپ دانشجویان دانشکدهی افسری، ریاست ستاد دانشکدهی افسری و دانشکدهی پدافند ملی را در کارنامه دارد. این کتاب، خاطرات او از دوران تحصیل و جنگ تحمیلی است.
سرباز وظیفه نیکبخت محمودی سال 1342 در روستای طولش از توابع بخش مرکزی خلخال دیده به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی خود را در زادگاهش با موفقیت به پایان رساند و برای ادامهی تحصیل به شهر خلخال عزیمت کرد و با موفقیت تحصیلات خود را در رشتهی اقتصاد به اتمام رساند. او در سال 1365 به خدمت مقدس سربازی اعزام شد و در مناطق جنگی شوش و دشت رقابیه و دزفول به نبرد با متجاوزان عراقی پرداخت. سپس در زمستان همان سال جهت شرکت در عملیات، به منطقهی غرب اعزام شد و سرانجام در تاریخ 24/10/65 بعد از مبارزهای بیامان، در کوهستانهای سومار به شهادت رسید.
ارتش جمهوری اسلامی ایران به طور ویژه در یک سال نخست جنگ، نقش مهم و قابل توجهی در توقف ماشین جنگی صدام داشت و اگر تلاشها و اقدامات ارتش نبود، شاید ارتش عراق میتوانست به اهواز برسد و از خوزستان عبور کند. یگانهای ارتش که در مناطق مرزی و در خط مقدم جبهه بودند، بلافاصله وارد درگیری با قوای دشمن شدند. لشکر92 زرهی از موسیان در شمال استان خوزستان تا خرمشهر در جنوب این استان گسترش یافت. گروه رزمی 37 زرهی شیراز هم که در فکه حضور داشت، به مقابله با پیشروی ارتش بعثی در ارتفاعات برقازه و دوسلک پرداخت. لشکرهای 21 پیادهی حمزه(ع)، 16 زرهی قزوین و 77 پیادهی خراسان و دیگر یگانهای زمینی نیز مأموریت یافتند تا بهسمت جبهههای جنوب حرکت کنند. این کتاب به طور مجمل به بیان حماسههایی از ارتش در جنگ تحمیلی میپردازد.
ارتش جمهوری اسلامی ایران به طور ویژه در یک سال نخست جنگ، نقش مهم و قابل توجهی در توقف ماشین جنگی صدام داشت و اگر تلاشها و اقدامات ارتش نبود، شاید ارتش عراق میتوانست به اهواز برسد و از خوزستان عبور کند. یگانهای ارتش که در مناطق مرزی و در خط مقدم جبهه بودند، بلافاصله وارد درگیری با قوای دشمن شدند. لشکر92 زرهی از موسیان در شمال استان خوزستان تا خرمشهر در جنوب این استان گسترش یافت. گروه رزمی 37 زرهی شیراز هم که در فکه حضور داشت، به مقابله با پیشروی ارتش بعثی در ارتفاعات برقازه و دوسلک پرداخت. لشکرهای 21 پیادهی حمزه(ع)، 16 زرهی قزوین و 77 پیادهی خراسان و دیگر یگانهای زمینی نیز مأموریت یافتند تا بهسمت جبهههای جنوب حرکت کنند. این کتاب به طور مجمل به بیان حماسههایی از ارتش در جنگ تحمیلی میپردازد.
سروان حسنعلی ابراهیمی، یکی از رزمندگان دلیر نیروی زمینی ارتش است که مدت 106 ماه و 16 روز در مناطق عملیاتی، حضور فعال و مؤثر داشته است. او با تبحری که در تیراندازی با موشک تاو داشت، حدود 65 تانک و ادوات زرهی و ماشینآلات راهسازی متجاوزان عراقی را شکار کرد. سروان حسنعلی ابراهیمی سعید حضور فعالی نیز در عملیات رمضان داشت و بهصورت شفاف و دقیق، لحظهبهلحظهی آن عملیات را بهخوبی به تصویر میکشد. وی که در هشت سال دفاع مقدس به عنوان شکارچی تانکهای دشمن عمل میکرد در این عملیات نیز با انهدام چند تانک روحیه مضاعفی به رزمندگان بخشیده بود.این کتاب طی پانزده جلسهی حضوری و مصاحبه با ایشان، به رشتهی تحریر در آمده و سندی گویا از حماسهآفرینیهای رزمآوران سلشحور نیروی زمینی ارتش در هشت سال دفاع مقدس میباشد. این کتاب به روایت «حسن علی ابراهیمی سعید»، یکی از رزمندگان غیور ارتش و نویسندگی اسماعیل هدایتی به چاپ رسیده و همچنین بهعنوان کتاب برتر تاریخ شفاهی نیز انتخاب شده است. در راستای تدوین کتاب «کهنهسرباز ایران»، پانزده جلسهی یکونیم ساعته حضوری، دو جلسهی نقد و بررسی چهارساعته و چهار جلسهی تشریحی برگزار شده است. این اثر شامل ده فصل است که عناوین آن بهترتیب به این شرح میباشد: زندگینامه، تثبیت نیروهای متجاوز رژیم بعثی عراق در روزهای اول جنگ، عملیات بیتالمقدس، عملیات رمضان، از جفیر تا عملیات خیبر، مأموریت در گردان151 دژ لشکر92 زرهی اهواز، مأموریت در سپاه، از کوشک تا عملیات کربلای5، پذیرش قطعنامهی598، دوران پس از جنگ و بازنشستگی.
کتاب ضد پاتک به سرگذشت و خاطرات سرباز وظیفه علیرضا مظفری میپردازد و سرشار از تلخیها و شادیهاست که اشکها و لبخندها را توامان برای مخاطب به همراه دارد. در بخشی از این کتاب میخوانیم: «قرار بود دست به قلم شوم و از مردی که روزهای سربازی را در جنگ گذرانده بود، بنویسم. از سربازی که نه، راستش قرار بود از خودش بنویسم. از مردی که تا چشم باز کرده بود، پس از گذراندن روزهای اندک از زندگی همراه با آسایش، پدرش را بیمار و ناتوان و خودش را در سبزهمیدان در حال میوهفروشی پیدا کرده بود.»