
در زندگی جستجوگر عشقی متعالی ام؛
در حضوری که مسیر الوهیت را آگاهانه بپیمایم.
و من بیشتر از هر احساس و باوری ،
سرود همراهی با تمام هستی را عاشقانه می سرایم.

این اثر بر این موضوع اشاره دارد که : ارزشمندی یک برنامه آموزشی زمانی قابل توجیه است که شواهد قابل اطمینان و معتبری برای بهبود نگرش، ارتقاء مهارت و افزایش دانش فراگیر عرضه کند. این امر به جنبه مهمی از آموزش و یادگیری اشاره دارد که" انتقال یادگیری " نامیده می شود. از آنجایی که سالانه مبالغ هنگفتی صرف آموزش و توسعه منابع انسانی میشود، انتظار می رود تا این سرمایه گذاری های آموزشی به بهبود عملکرد سازمانی کارکنان منتهی شود؛ با این پیش فرض، کتاب حاضر با هدف معرفی انتقال آموخته ها به محیط کار و در نتیجه اثربخشی نظام آموزش کارکنان در سازمان به نگارش درآمده و شامل بخش های سه گانه " آموزش و توسعه"، " آموزش و یادگیری"و " انتقال یادگیری" است.
این کتاب حاوی مباحثی مانند " آموزش و توسعه کارکنان، ضرورت و اهمیت آموزش های سازمانی، معرفی یادگیری، اصول و نظریه های حاکم بر یادگیری، بررسی و آسیب شناسی انتقال آموخته ها به محیط کار است. بر این اساس، در این کتاب، ضمن گردآوری پیشینه و ادبیات انتقال یادگیری، عوامل اثرگذار بر انتقال یادگیری با رویکرد انتقال اثربخش آموخته ها به محیط کار تبیین شده است.

این اثر به این موضوع اشاره دارد که :سازمان و مدیریت تحت تاثیر عوامل متعددی چون عوامل داخلی و خارجی قرار دارد. تاثیر این عوامل در رفتار سازمانی نیروی انسانی بسیار مشهود است. شناخت و خنثی کردن تاثیرات سوء عوامل موجب شده است به عوامل مختلفی چون اصول اخلاقی، معنویت و هوش معنوی توجه شود.از جائیکه هوش معنوی به عنوان عامل هدایتکننده در جهت شناسایی و رفع مشکلات زندگی است، لذا، هوش معنوی مورد عطف توجه بیشتری قرار گرفته است. امروزه معنا بخشی به زندگی فردی و سازمانی کارکنان ازجمله برنامه های استراتژیک سازمانها محسوب میشود. در نتیجه این امر جریانی گسترده از تغییرات و تحولات از اواخر قرن بیستم آغاز شد که پایه های پارادایم های سنتی را در همه حوزهها و به ویژه در اقتصاد، مدیریت و کسب و کار به شدت سست کرده است.( در پارادایم های جدید به جای تاکید بر مدل سنتی و فرماندهی بر گروههای مشارکتی برخلاقیت و معنویت آنها تاکید میشود.
با توجه به این، سازمان های دارای کارکنان رشد یافته و بالنده که در پی یافتن کاری با معنا هستند را بر آن داشته است که با ترغیب کارکنان در تحقق این امر به خویشتن خویش آگاه شوند تا بدینوسیله نیروی انسانی خلاق و نوآور داشته باشد. این امر موجب شده است موضوعاتی چون معنویات، اخلاق، هوش معنوی و رفتار سازمانی مورد توجه سازمان ها قرار دهند تا با حلاجی آنها بتوانند پاسخی را برای تبیین نگرش های متعددی که در رفتار اعضاء سازمانی تاثیر بسزایی دارد، بدنبال داشته باشند. با توجه به پیشرفت های علم روانشناسی در دهه های اخیر، کشف آثار گسترده و غیر قابل انکار دین و معنویت در همه ابعاد زندگی انسان، به خصوص نقش بی بدیل آن در آرامش روانی، بهداشت روانی، سلامت روانی، کاهش و بهبود رنج های روحی، اختلالات روانی و ناهنجاری های اجتماعی، موجب افزایش توجه به دین و معنویت را موجب شده است.(لذا، اهمیت و ضرورت طرح موضوع معنویت بویژه هوش معنوی و رفتار شهروندی سازمانی در عصر جدید احساس میشود. تاثیر هوش معنوی را تحت تاثیر نظام های مختلف ارزشی حاکم بر سازمانها نیز میتوان ملاحظه نمود.
این تاثیرات در نظام های پیشرفته بیشتر مشهود است؛ بطوری که در سازمانهای دموکراتیک حقوق شهروندی نسبت به نظام های غیر دموکراتیک بیشتر مورد توجه است.این امر موجب میشود که اعضای سازمانی با مناسبات درست و قابل اطمینان در میان نیروی انسانی شکل گیرد. بدین جهت اکنون اهمیت منابع از موراد مهم سازمان ها مطرح شده است.( اگرچه در هرگونه ملاک ارزشیابی رفتار کارکنان انطباق عملکرد آنان با شرح وظایف شغلی مورد توجه بود، امروزه بیشتر سازمان ها برای جذب مشارکت کارکنان در پیشرفت اهداف همت میگذارند. در این میان موردی که اهمیت بیشتری دارد، رفتارهای داوطلبانه و خودجوشی کارکنان است که در ازای انجام آن پاداش دریافت نمیکنند. محققین در مطالعات خود این رفتارها را تحت عنوان رفتارشهروندی نامیده اند و رفتارهای فراتر از آنها را نظیر رفتارهای فرانقشی رفتار شهروندی در سازمان مورد توجه قرار داده اند.
اینگونه رفتارها در شرح شغلی افراد پیش بینی نشده اند اما انجام این رفتارها بصورت مداوم و مستمر از یکسو موجب ارتقاء و اثر بخشی سازمانی و از سوی دیگر موجب افزایش رضایت مندی کارکنان میشود. در حقیقت رفتار شهروندی، رفتاری فردی و داوطلبانه بوده که مستقیماً به وسیله سیستم های رسمی پاداش در سازمان یا اجتماع طراحی نشده است و رفتاری است که کارکنان، خارج از مسئولیت ها و وظایف تعریف شده آن را بروز می دهند.
این رفتار، در واقع بروز رفتار داوطلبانه و فرانقشی است که در عین حال از سوی سازمان ارائه نگردیده است اما بروز مطلوب آن باعث ارتقاء اثربخشی و کارایی سیستم میگردد.( بنابراین، لزوم توجه به رفتارهای فرانقشی و تقویت آنها در سازمان های خدمت محور که برون داد آن ها کارایی و اثربخشی هرچه بیشتر این سازمان ها را در پی خواهد داشت، از اهمیت ویژه ای برخوردار است.با توجه به این امر و از آنجا که در هر جامعهای سازمانها و نهادهایی وجود دارند که حوزه فعالیت و عملکردشان جنبهی ارائهی خدمت به شهروندان آن قرار دارد، خدمات در آنها به عامهی مردم است، بنابراین رفتار شهروندی سازمانی برای این گونه سازمان ها که نیازهای مشتریان را برآورده می سازد، بسیار سودمند است و اگر تمامی کارکنان بتوانند رفتارهای شهروندی سازمانی را بطور مطلوب بروز دهند. بروز مطلوب رفتار شهروندی سازمانی در گرو بکارگیری هوش معنوی است و رابطهای مستمر با آن دارد. لذا، در این کتاب درحد توان هوش معنوی و رفتار شهروندی سازمانی برای بروز رفتار سازمانی مطلوب بیان شده است.

صحبت کردن را دوست دارم اما بیشتر از آن نوشتن را .
در سکوت است که احساسم، باران گونه برای نوشتن هیجان می یابد .
با نوشتن به رویاهای زندگی ام، جان دوباره ای می بخشم.

