کره زمین،فعلا!
کارمهمی نکردم،سمت هم که...،ولش کن،خودت چطوری؟
1356/4 - مشغول بکار
دقیقا ازوقتی بدنیا اومدم مشغول به همین کارم، زندگی،خیالبافی،شادی، غم،شکست عشقی،عاشق شدن،فارغ شدن،دوباره عاشق شدن و..،والبته،خواب،خواب جزو بهترین کارهاست،درکنار فیلم دیدن،کتاب خوندن،غذاخوردن و...(این کمی خصوصیه)، والبته این حس بده لعنتیه دوستداشتنی امیدواری،امیدداشتن به یچیزی،یه کسی،یه اتفاقی که نمیدونی چیه ولی امیدواری چیز خوشایندی باشه،مثل بیدارشدن ازخواب ودیدن اینکه هنوز پانزده سالته ومیتونی کلی اشتباه راانجام ندی،یا رسیدن به تمام آرزوهات اونم یهویی!که این یکی خداییش جنبه میخواد،فعلا همینا بود