کتاب قرن روشنفکران از معدود کتاب هایی است که صرفا به تاریخ روشنفکری و چهره های روشنفکری جهان عموما فرانسه پرداخته است. بیشتر چهره هایی که در این کتاب نامی از آنها برده شده به نحوی با روشنفکران فرانسه مرتبط بوده اند. البته ضعفی که بر کتاب وارد می شود این است که نویسنده دایره روشنفکری را با توجه به عنوانی که برای کتاب برگزیده صرفا به فرانسه محدود کرده است. در کمتر جایی نامی از روشنفکری غیر فرانسوی می خوانیم. اما به هر صورت این کتاب منبع تحقیقاتی بسیار خوبی است برای این که با چهره های موثر و تاثیرگذار تاریخ فرهنگ، اندیشه و علوم اجتماعی و سیاسی فرانسه آشنا شویم.
استاد شهید مطهری در این کتاب که مشتمل بر 26 جلسه سخنرانی در سالهای قبل از پیروزی انقلاب است، موضوع چگونگی انطباق قوانین اسلامی را با شرایط مختلف زمانی از طریق روشها و راهکارهایی که در متن اسلام پیشبینی شده، مورد بحث و بررسی جامع قرار دادهاند و به شبهات و پرسشهایی که در اذهان به ویژه قشر تحصیلکرده و متجدد در باب تطبیق اصول ثابت با نیازهای متغیر وجود دارد پاسخ دادهاند. در این جلد موضوعاتی از قبیل دیدگاه فرقه های کلامی معتزله، اشاعره، خوارج و اخباریان، بجث اجتهاد و تفقه در دین، مشروطیت و موافقان و مخالفان آن، نسبیت اخلاق و عدالت و نقد آن مورد توجه و بررسی قرار گرفته اند.
"مرتضی مطهری" در "حماسه حسینی" به بررسی حقایق و تحلیل تاریخ می پردازد تا از تحریف حماسه عظیم عاشورا جلوگیری کند. وی مدعی است که واقعه عاشورا در طول تاریخ دچار تحریف معنوی و کلامی شده است. امام حسین (ع) و خانواده و یارانش به همراه گروهی از مردمان دلیر، جان و مال خویش را برای دفاع از عقاید و ایمان خود به خطر انداختند. این قیام هنوز ادامه دارد و درس ارزشمندی به مسلمانان داده است. در جوامع شیعه، از قیام کربلا با احترامی عمیق یاد می شود و مسلمانان هر ساله در ماه های محرم و صفر در مراسم عزاداری شرکت می کنند تا آن را گرامی بدارند. "مرتضی مطهری" به دلیل اهمیت این قیام، تصحیح این اشتباهات و تحریفات را وظیفهای برای خود دانست و آن را با تنها اصطلاحی که میتواند حق این واقعه را به جا آورد، "حماسه حسینی" خواند.
واژه حماسه معانی متعددی دارد و در ادبیات فارسی و عربی، شعر و نثر حماسی و حوادث و شخصیتهای حماسی فراوانی وجود دارد. شخصیت حسین بن علی (ع) سراسر حماسه است و آنچه در این کتاب بر آن تاکید میشود این است که ما باید نسبت به وجود و تاریخ این شخصیت بزرگ، واکنش حماسی داشته باشیم نه عکس العمل مصیبت و اندوه و گریه و ماتم. شخصیتهای حماسی یک عنصر نژادی و قومی در خود دارند، یعنی از قوم و نژاد و سرزمین خاصی هستند ولی امام حسین (ع) ورای همهی اینهاست. او شخصیتی قهرمان است، اما نه در معنای ملیتی آن، بلکه به معنای انسانیت. گفتار و کردار و روح امام حسین(ع) شور و حماسهای بالاتر از تمام حماسههاست و به همین دلیل ناشناخته باقی مانده است.
کتاب حاضر ، مجموعهای است مشتمل بر بیست سخنرانی متفکر شهید استاد مرتضی مطهری که بین سالهای 1378 تا 1382 قمری برابر با 1338 تا 1341 شمسی برای عموم ایراد شده و در زمان حیات استاد به چاپ رسیده است.
این کتاب نیز همچون دیگر آثار آن متفکر گرانقدر از بیانی روان و محتوایی غنی همراه با نکات بدیع برخوردار است ، ضمن اینکه مسائل مورد بحث ، مسائلی است که همواره برای جامعه اسلامی مطرح میباشد و اذهان جستجوگر به دنبال پاسخهای مناسب برای آن مسائل هستند .(((روح استاد مطهری شاد)))
کتاب «سیاستپردازی و نیرنگ» نوشته جان کولمن، به عملیاتهای پنهانی دولت های بریتانیا و آمریکا می پردازد. این کتاب که در سال 1993 منتشر شد، بررسی انتقادی از چگونگی فریب دادن شهروندان این کشورها توسط دولتهای خودشان از طریق سیاستها و اقداماتی است که برای سلامتی جامعه مضر است. کولمن بیان می کند که جوامع مخفی، به ویژه کمیته 300، تأثیر قابل توجهی بر حکومت جهانی دارند. او مدعی است که شخصیت های برجسته ای مانند پاپ جان پل اول و نماینده کنگره، لوئیس مک فادن، هدف این نهادهای مخفی قرار گرفته اند. این نهادها همچنین مانع از منافع شهروندان خود شده اند و در پی یک دولت جهانی اند. او برای حمایت از ادعاهای خود نمونه هایی از عملیات های مختلف مانند جنگ خلیج فارس و انقلاب بلشویکی را ارائه می کند. این کتاب همچنین نقش صنعت نفت در شکل دادن به سیاست خارجی این کشورها را روشن می کند. کولمن به این موضوع می پردازد که چگونه نیاز به نفت بریتانیا و آمریکا بر ایجاد دولت های دستنشانده مانند عربستان سعودی تأثیر گذاشته اند و انقلاب هایی را شعله ور ساخته اند که به قیمت جان هزاران نفر تمام شده است. او همچنین فتح هند توسط بریتانیا و سیستم مخرب حکومت در هند را بررسی می کند، که او آن را نوعی آپارتاید توصیف می کند. تحلیل کولمن شامل سازمان ملل هم می شود، که او معتقد است سازمانی جنگساز است تا سازمانی حافظ صلح. به گفته وی، ایالات متحده عضو سازمان ملل متحد نیست و هرگز نمی تواند باشد. این کتاب همچنین به قتل شخصیتهای برجستهای مانند مارتین لوتر کینگ و پاپ جان پل اول اشاره میکند و نشان میدهد که این ترورها بخشی از یک توطئه بزرگ بود که توسط سازمانهای مخفی سازماندهی شده بود. به طور کلی، «سیاستپردازی و نیرنگ» کتابی قابل تامل و بحث برانگیز است که دیدگاهی انتقادی درباره نقش جوامع مخفی در حکومت جهانی ارائه می دهد و منبع ارزشمندی برای کسانی است که به نظریههای توطئه، تاریخ سیاسی و تأثیر سازمانهای مخفی بر رویدادهای جهانی علاقه دارند.
تبویب کتاب بر چهار بخش : احوال و آثار؛ مقا لات اهدایی به استاد؛ گزیده ای از آثار و اشعار استاد؛ و اسناد و عکسها ، تصویری نسبتا جامع از زندگی علمی و علائق پژوهشی استاد دکتر منوچهر مرتضوی در ذهن خواننده ایجاد می کند، و قصد ما از نشر چنین آثاری نیز همین است. کتاب، پس از مقدمه ها، با روزشمار زندگی استاد از تولد ایشان در اول تیرماه 1308 ش آغاز می شود و تا نهم تیرماه 1389 ش که کالبد خاکی تهی کرد، پایان می یابد. مقالۀ «انسانی که خود جهانی بود» مشتمل بر مختصری در زندگینامۀ علمی دکتر مرتضوی به قلم آقای دکتر توفیق سبحانی در واقع بسط همان روزشمار با توضیحاتی خواندنی و جذاب، مخصوصا برای جوانان طالب علم است. سجّاد آیدنلو، وجهی از علائق علمی استاد مرحوم، یعنی تحقیق دربارۀ شاهنامه را، مورد توجه قرار داده است؛ و زنده یاد دکتر حسن احمدی گیوی پس از اشارات خاطره انگیز شاگردی به استاد، دربارۀ کتاب زبان دیرین آذربایجا ن دکتر مرتضوی سخن رانده است. مسایل عصر ایلخانان عنوان یکی از مهمترین آثار دکتر مرتضوی طی مقاله ای از نصرلله امامی مورد بحث قرار گرفته و دیدگاههای استاد دربارۀ این دوره تحلیل شده است. آقای خرمشاهی هم دو نامۀ ردو بدل شده میان خود و استاد مرتضوی را طی مقاله ای منتشر کرده و اسباب نگارش این نامه ها را شرح داده است. سپس رشید عیوضی دربارۀ کتاب استاد زیر عنوان مکتب حافظ سخن رانده است. مقالات آقایان نادر فتاحی قاضی، سعیدلله قره بگلو و سیامک مختاری، جملگی دربارۀ شوون علمی و اخلاقی استاد مرتضوی است. خانم معصومه معدن کن طی مقاله ای جذاب، به ماجرای تأسیس موسسۀ تاریخ و فرهنگ ایران به پیشنهاد استاد مرتضوی و علاقۀ او به تدوین تاریخ ایران پرداخته و آنگاه دربارۀ مقدمه هایی که استاد بر کتب منتشره از سوی آن موسسه نوشته است سخن رانده است. آقای توفیق سبحانی در این بخش هم طی مقاله ای خاطراتی از استاد مرتضوی آورده و دربارۀ بعضی از آثار ایشان سخن رانده است. در بخش مقالات اهدایی به استاد دکتر مرتضوی، مقالاتی ممتّع و پرفایده ومحققانه دیده می شود. دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن به بحث دربارۀ تأثیر شاهنامه بر آثار متأخر پرداخته است؛ و دکتر حسن انوری دربارۀ اهمیت کتاب نصاب الصبیان، و ماجرای تصحیح آن توسط خود به راهنمایی استاد محمد معین سخن گفته است. دکتر اصغر دادبه جمع بین رندی حافظ را با اشعری گری تبیین کرده است؛ و احمد سمیعی گیلانی مقاله ای در باب عمل، وجود و ارزش از فرانسه ترجمه و به استاد تقدیم داشته است. «عقاید ایرانیان درباره شراب»، عنوان مقاله ای است از استاد دکتر شفیعی کدکنی که همین موضوع را با مروری بر دیوان "خماری" سیبک نیشا بوری، که گویا در پرداختن به این موضوع منحصر بفرد است مورد بحث قرار داده است. مطالعات ایرانی در مکاتبات میان هنینگ و تقی زاده عنوان کتابی است که در کالیفرنیا منتشر شده و گوشه ای از تاریخ ایران شناسی در اروپا را باز می نمایاند، و دکتر مجدالدین کیوانی آن را مورد بررسی و تحلیل قرار داده است. مقالۀ ممتّع و محققانۀ دکتر محمدعلی موحد دربارۀ یاسای چنگیزی و تأثیرات آن؛ و آنگاه مقالۀ عالمانۀ دکتر احمد مهدوی دامغانی درباره چند بیت حافظ مخصوصا مصراع «من المبلغ عنی الی سعاد سلامی» آخرین مقالات این بخش را تشکیل می دهد. بخش سوم به گزیده ای از آثار و اشعار استاد دکتر مرتضوی اختصاص یافته است و در آن مقالاتی محققانه چون «تحلیل مبانی ملیت ایرانی و سهم آذربایجان» و «دانش و دانشگاه در آذربایجان» دیده می شود و شایسته است همۀ ایرانیان و مخصوصا هموطنان آذربایجانی این مقالات را بخوانند و از دیدگاههای یکی از فرهیخته ترین محققان آذربایجانی مطلع شوند. سرانجام آنکه انتشا ر این اثر نه فقط مقام کم مانند شادروان استاد منوچهر مرتضوی را به یاد می آورد، که نشان می دهد بقای زبان و ادب و فرهنگ این سرزمین الهی در طول تاریخ، به رغم هجوم های هراسناک مرهون وجود ایرانیانی چون استاد منوچهر مرتضوی بوده است و خواهد بود.
«ماجرای فکر فلسفی در جهان اسلام» اثری است به قلم استاد «غلامحسین ابراهیمی دینانی» که اندیشه فلسفی را در چهارچوب اسلام و تاریخچه آن بررسی میکند. مفاهیم فلسفی در جهان اسلام نیز همچون هر دین و بنیاد فکری دیگری، بدون تعارض و ناآرامی، مورد پذیرش واقع نشدهاند و در برهههای مختلف، انتقادات، خصومتها و مخالفتهای خاص خودشان را دیدهاند. ماجرای فکر فلسفی در جهان اسلام به قلم غلامحسین ابراهیمی دینانی، فرازونشیبهای تفکر فلسفی را که از گروهبندیهای مختلف و متضاد و مخالف عبور کرده و بحرانهای سختی را تجربه کرده، به بحث میگذارد. تفکر فلسفی در نتیجه تبادل مفاهیم شکل میگیرد. آنچه در تاریخ اندیشه فلسفی در جهان اسلام کمتر مدّنظر قرار گرفته، تفکر معارضان و مخالفان فلسفه است که هر دو نقش بسزایی در «ماجرای فکر فلسفی در جهان اسلام» داشتهاند.
غلامحسین ابراهیمی دینانی در این اثر، برای اولین بار با اشاره به نوشتههای اصلی مخالفان فلسفه، تاریخ اندیشه فلسفی در جهان اسلام را آشکار میکند و در این کتاب خواننده را با تفکر اندیشمندان ضدفلسفی آشنا مینماید. نویسنده گاه بهصورت اجمالی و گاه مفصل، دیدگاه متفکرانی نظیر خواجه نصیرالدین طوسی، شیخ مفید، ابن سینا، ابوسعید سیرافی، زکی ارسوزی، سیفالدین آمدی، جلالالدین دوانی، میرداماد، ملاصدرا، فیض کاشانی، آذرکیوانیان و باقی علما را تشریح میکند و از حدود فلسفه و شریعت، معتزله، انجمنسری اخوانالصفا، تعاطی افکار و دادوستد اندیشهها، فیلسوفان مسلمان شرقی و غربی، دیدگاه فلسفی در وجوب و اختیار، حکمت معنوی تشیع، حوزههای فلسفی ری، اصفهان و شیراز سخن میگوید.
مروری بر کتاب «در کشاکش دین و دولت»
محمدعلی موحد در دیباچه کتاب «در کشاکش دین و دولت»، در صحبت از دوره سی ساله موضوع این کتاب، درباره این دوره مینویسد: «این دوره سی ساله، که با رحلت رسول اکرم در سال 11 هجری آغاز شد و تا صلح امام حسن و معاویه در سال 41 ادامه یافت، آبستن وقایع شگرفی بود که سرنوشت حکومت زیر پرچم اسلام را رقم زد. مورخان اسلام از آن ایام به عنوان عصر طلایی افتخارآمیز خلافت راشده یاد میکنند و آن را نمونهای نادر و درخشان به شمار میآورند از حکومتی که به گمان آنان قداست و معنویت، زور و قدرت را در خدمت خود داشت. اما تاریخ خود چیزی دیگر میگوید. بازخوانی دقیقتر رویدادهای آن دوران مدلّل میسازد که در همان اجتماع سقیفه – حتی پیش از انجام مراسم خاکسپاری پیامبر – بود که خشتِ کجِ اول کار گذاشته شد و جانشینی پیامبر در انحصار قریش درآمد، چرا که پیامبر از آن قبیله بود، و حال آنکه پیامبر اکرم در سرتاسر دوران نبوت خود به مخالفت با امتیازات اشرافی و افتخارات نژادی و قومی تأکید کرده بود. در آن سی سال، ماجراهایی سهمگین و خونآلود اتفاق افتاد.»
در کتاب «در کشاکش دین و دولت»، با روایت تاریخی دوران مورد بحث، سعی شده است که چندوچون و ریشههای تنشها و مناقشاتی که در دوره سی ساله مورد نظر بر سر خلافت اسلامی پدید آمد، مورد واکاوی و تحلیل قرار بگیرد و آنچه در این دوره اتفاق افتاد ریشهیابی شود و تصویری از خلافت و حکومت اسلامی در این دوران به دست داده شود. در این کتاب از موضوعاتی چون شکلگیری خوارج و تأثیر آنها بر مناقشاتِ مربوط به خلافت اسلامی و رابطه دین و دولت و نیز انشعابات میان شیعیان و خروج و انحراف و فاصلهگیری دستگاه خلافت اسلامی از اسلامِ آغازینِ عصر پیامبر و آرمانهای صدر اسلام و نیز چندوچونِ فتح ایران توسط مسلمانان سخن رفته است.
کتاب «در کشاکش دین و دولت» از دیباچه و شش فصل و پینوشتی با عنوان «خارجیگری نو» تشکیل شده است.
فصلهای ششگانه کتاب «در کشاکش دین و دولت» عبارتند از: «سی سال پس از پیغمبر»، «چگونه اسلام در ایران راه یافته»، «برآمدن دیوان و دیوانسالاران»، «ایرانیان در میان تازیان»، «تازیان در ایران» و «قصه شگفت خارجیگری و پدیده قرّا».
کتاب «در کشاکش دین و دولت: سی سال پس از پیامبر (ص)» در نشر ماهی منتشر شده است.
درباره محمدعلی موحد، نویسنده کتاب «در کشاکش دین و دولت»
دکتر محمدعلی موحد، متولد 1302 در تبریز، ادیب، مصحح، عرفانپژوه، مترجم، مورخ، حقوقدان و شاعر ایرانی است. موحد دارای دکترای حقوق خصوصی از دانشگاه تهران، عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی و از چهرههای چندوجهی و چندساحتی فرهنگ ایران است.
کودکی و نوجوانی موحد و دوره تحصیلات ابتدایی و متوسطهاش در تبریز گذشت و سپس به تهران آمد. اما به دلیل مرگ پدرش و عهدهدار شدن سرپرستی خانواده بعد از این اتفاق، به تبریز برگشت و ده سال در تبریز و تهران بهسر برد.
از سال 1329 و در بحبوحه مناقشات مربوط به ملی شدن نفت در ایران، موحد کارمند شرکت نفت آبادان بود و ناظر برخی از وقایع مهمی که در ارتباط با ماجرای ملی شدن نفت رخ میداد. او بعدها کتاب تاریخی مهم «خواب آشفته نفت» را درباره همین وقایع و ماجرای نفت و مناقشات مربوط به آن در ایران نوشت. بعد از خلع ید انگلیسیها از شرکت نفت، موحد سردبیر روزنامه شرکت نفت شد. او همچنین از آغاز تأسیس شرکت ملی نفت ایران وارد کادر حقوقی این شرکت شد و بهعنوان مشاور عالی هیئتمدیره، مشاور ارشد و عضو اصلی هیئتمدیره در شرکت نفت کار کرد. با تأسیس اوپک، موحد بهمدت شش ماه در سِمَت معاونت اجرایی این سازمان در ژنو مشغول به کار بود. تدریس حقوق مدنی و حقوق نفت در دانشگاه از دیگر فعالیتهای اوست. برای اولین بار هم او بود که مسائل حقوقی نفت را به متون درسی دانشگاه وارد کرد و دو کتاب او در این زمینه جزو منابع درسی دوره کارشناسی ارشد حقوق تجارت است. او همچنین از محققان برجسته ادبیات عرفانی فارسیست و از کارهای مهم و ارزندهاش در این زمینه تصحیح «مقالات شمس تبریزی» است. تصحیح «مثنوی معنوی» دیگر کار مهم موحد در حوزه ادبیات عرفانی فارسی است.
از دیگر فعالیتهای ادبی محمدعلی موحد ترجمه او از «سفرنامه ابن بطوطه» است. این ترجمه اولین بار در سال 1336 منتشر شد و تحسین مجتبی مینوی و محمدعلی جمالزاده را برانگیخت.
از آثار تألیفی محمدعلی موحد میتوان به کتابهای «شمس تبریزی»، «ابن بطوطه»، «تأملات در باب حقوق و شریعت، تاریخ و سیاست»، «ملّی کردن و غرامت: درسهایی از داوریهای نفتی»، «نفت ما و مسائل حقوقی آن»، «در هوای حق و عدالت: از حقوق طبیعی تا حقوق بشر» و از ترجمههای او میتوان به کتابهای «چهار مقاله درباره آزادی» و «انرژی و عدالت» اشاره کرد.
این کتاب شامل درسهایی فشرده و دقیق درباره مباحث محوری علم بلاغت (معانی، بیان و بدیع) است. این اثر برای چهار واحد درسی دانشگاهی تنظیم شده است. از ویژگیهای مهم آن، داشتن تمرینهای فراوان و سودمند در سطح کاربردی است که از قرآن، روایات و اشعار حکیمانه الهام گرفته شدهاند. همچنین، این متون با مضامین گوناگون و متنوع انتخاب شدهاند.
این پرسش که موانع فهم قرآن چیست و گونههای آن کدامند، پرسش مهم و کلیدی است که در حال حاضر با توجه به گستردگی ارتباطات و بروز شبهات گوناگون، اهمیت ویژهای دارد، چه بسا موانع و مشکلاتی در فهم قرآن پیش میآید که در برخی موارد دلزدگی و دوری از مفاهیم قرآن را برای جوانان در پی داشته است. ریشهیابی و واکاوی این موانع، نقش مهمی در فهم صحیح از قرآن دارد که کتاب «موانع فهم قرآن» با زبان علمی و قلمی روان به بیان مهمترین موانع فهم این کتاب الهی در 4 بخش کلیات، موانع شخصیتی، معرفتی و موانع روشی پرداخته است. از امتیازات این اثر ذکر مصداقی موانع و تبیین دقیق آن میتوان عنوان کرد.
نعمتالله صالحی نجفآبادی زاده 1303 در نجفآباد اصفهان درگذشته - درگذشته 16 اردیبهشت 1385 در تهران) مجتهد، متکلم، تاریخ پژوه و فقیه شیعه بود.
برخی از صالحی نجفآبادی به عنوان پیشگام روشنفکری درون دینی معاصر یاد کردهاند. صالحی نجفآبادی بر اهمیت مبانی کلامی و اخلاقی شریعت اسلام و لزوم تطبیق فقه و اصول با آنها تأکید داشت و در رویکرد اجتهادی خود، بر اهمیت دلایل عقلی و نقلی معتبر و بیاعتباری بسیاری از احکامی که به استناد اجماع و «ادعای اجماع» صادر شده، اصرار داشت که این امر، منشأ مخالفتهای بیشماری با آراء و نظرات او شد.
وی، به پیروی از سید حسین طباطبایی بروجردی بر اهمیت فقه مقارن و تقریبگرایی و عدم تعصب در مواجهه با دستاوردهای فقهی اهل سنت اصرار میورزید. او همچنین، بر لزوم بازخوانی تاریخ و تأثیر آن در کشف حقایق شریعت واقف بود و به همین جهت در تاریخ و «علم رجال» تبحر داشت و بخشی از تحقیق خود در مورد احادیث مجعوله را در کتاب «غلو» و برخی مقالات دیگر آوردهاست.
از دید وی، دانستن تمام علوم لازمه امامت امامان نیست و امامان تنها آگاه به همه احکام اسلام و امور اجتماعی و سیاسی هستند و علم آنها در موارد دیگر استثنایی است و عمومیت ندارد. وی برای اثبات نظر خود بر روایات، قرآن، نظر علمای پیشین (شیخ مفید و شیخ طوسی، علامه حلی و سید مرتضی) استناد میکند. از دید وی، آگاهی به امور غیبی در مواردی خاص به خواست خدا به امامان و پیامبر الهام میگردد و عمومیت ندارد.
نعمتالله صالحی نجفآبادی زاده 1303 در نجفآباد اصفهان درگذشته - درگذشته 16 اردیبهشت 1385 در تهران) مجتهد، متکلم، تاریخ پژوه و فقیه شیعه بود.
برخی از صالحی نجفآبادی به عنوان پیشگام روشنفکری درون دینی معاصر یاد کردهاند. صالحی نجفآبادی بر اهمیت مبانی کلامی و اخلاقی شریعت اسلام و لزوم تطبیق فقه و اصول با آنها تأکید داشت و در رویکرد اجتهادی خود، بر اهمیت دلایل عقلی و نقلی معتبر و بیاعتباری بسیاری از احکامی که به استناد اجماع و «ادعای اجماع» صادر شده، اصرار داشت که این امر، منشأ مخالفتهای بیشماری با آراء و نظرات او شد.
وی، به پیروی از سید حسین طباطبایی بروجردی بر اهمیت فقه مقارن و تقریبگرایی و عدم تعصب در مواجهه با دستاوردهای فقهی اهل سنت اصرار میورزید. او همچنین، بر لزوم بازخوانی تاریخ و تأثیر آن در کشف حقایق شریعت واقف بود و به همین جهت در تاریخ و «علم رجال» تبحر داشت و بخشی از تحقیق خود در مورد احادیث مجعوله را در کتاب «غلو» و برخی مقالات دیگر آوردهاست.
از دید وی، دانستن تمام علوم لازمه امامت امامان نیست و امامان تنها آگاه به همه احکام اسلام و امور اجتماعی و سیاسی هستند و علم آنها در موارد دیگر استثنایی است و عمومیت ندارد. وی برای اثبات نظر خود بر روایات، قرآن، نظر علمای پیشین (شیخ مفید و شیخ طوسی، علامه حلی و سید مرتضی) استناد میکند. از دید وی، آگاهی به امور غیبی در مواردی خاص به خواست خدا به امامان و پیامبر الهام میگردد و عمومیت ندارد.
نعمتالله صالحی نجفآبادی زاده 1303 در نجفآباد اصفهان درگذشته - درگذشته 16 اردیبهشت 1385 در تهران) مجتهد، متکلم، تاریخ پژوه و فقیه شیعه بود.
برخی از صالحی نجفآبادی به عنوان پیشگام روشنفکری درون دینی معاصر یاد کردهاند. صالحی نجفآبادی بر اهمیت مبانی کلامی و اخلاقی شریعت اسلام و لزوم تطبیق فقه و اصول با آنها تأکید داشت و در رویکرد اجتهادی خود، بر اهمیت دلایل عقلی و نقلی معتبر و بیاعتباری بسیاری از احکامی که به استناد اجماع و «ادعای اجماع» صادر شده، اصرار داشت که این امر، منشأ مخالفتهای بیشماری با آراء و نظرات او شد.
وی، به پیروی از سید حسین طباطبایی بروجردی بر اهمیت فقه مقارن و تقریبگرایی و عدم تعصب در مواجهه با دستاوردهای فقهی اهل سنت اصرار میورزید. او همچنین، بر لزوم بازخوانی تاریخ و تأثیر آن در کشف حقایق شریعت واقف بود و به همین جهت در تاریخ و «علم رجال» تبحر داشت و بخشی از تحقیق خود در مورد احادیث مجعوله را در کتاب «غلو» و برخی مقالات دیگر آوردهاست.
از دید وی، دانستن تمام علوم لازمه امامت امامان نیست و امامان تنها آگاه به همه احکام اسلام و امور اجتماعی و سیاسی هستند و علم آنها در موارد دیگر استثنایی است و عمومیت ندارد. وی برای اثبات نظر خود بر روایات، قرآن، نظر علمای پیشین (شیخ مفید و شیخ طوسی، علامه حلی و سید مرتضی) استناد میکند. از دید وی، آگاهی به امور غیبی در مواردی خاص به خواست خدا به امامان و پیامبر الهام میگردد و عمومیت ندارد.
«علی دشتی و نقدِ ادبی»
اگر باورداشتهباشیم که نقدِ ادبی رویکردها و نحلههای گوناگونی دارد، بیگمان علی دشتی در نحلهٔ نقدِ تأثّری و احساسگرایانه یکی از درخشانترین چهرهها است.
نخستین بارقههای نقدِ ادبی جدید را باید در آثارِ روشنگرانِ حوالی مشروطه (آخوندزاده، میرزا آقاخان، مراغهای، طالبوف و ...) جستجوکرد. در دهههایی که دشتی در زمینهٔ نقدِ شعر و شاعرانِ ایرانی قلممیزد (دهههای سی تا پنجاه) جریانهای روشنفکری در حوزهٔ نقدِ ادبی فعّال بودند؛ نقدِ دانشگاهی نیز درکنارِ نقدِ مطبوعاتی و مجلّاتِ ادبی درحالِ شکلگیری بود. اگر از کنارِ اشاراتِ پراکندهٔ چهرههایی همچون نیما و هدایت بگذریم، شاید نقدهای اغلب جامعهگرایانهٔ فاطمهٔ سیاح دراینمیان استثنا باشد. اما در آن دههها هیچ ادیب و منتقدی نمیشناسیم که همچون دشتی در آثاری مستقل، شعر و اندیشهٔ خیام، خاقانی، سعدی، مولوی و حافظ را بررسیدهباشد و ضمنِ توصیف و تحلیلِ آثار و نیز سنجشِ طرزِ شعرِ آنان با یکدیگر، داوریها و ارزیابیهایی اغلب درست ارائهدادهباشد. دشتی شیفتهٔ لامارتین، روسو، گوته بود اما شاید نگاهِ تحلیلی و پرسشگرانهاش را بیشاز هرکسی مرهونِ آناتوس فرانس بودهباشد.
آن دههها ادبا «اغلب» به مباحثِ تاریخِ ادبیاتی، نسخهپژوهی و متنپژوهی اهتمامداشتند. در دهههای بعد است که چهرههایی همچون استاد زرینکوب و بهویژه دکتر رضا براهنی و استاد شفیعی کدکنی، به تحلیل و کالبدشکافی متون و بلاغت و ادبیّتِ آثار توجهمیکنند.
علی دشتی که نخست اهلِ سیاست بود و بعدها داستاننویس شد، در چنین مقطعی «دمی با خیام»را منتشرکرد؛ اثری که همان سالها به عربی و انگلیسی برگرداندهشد و هنوز هم طراوتش را ازدستندادهاست. دشتی جدا از «کاخِ ابداع» (طبقهبندی موضوعی شعرِ حافظ)، «نقشی از حافظ» را نیز منتشر کرد. جز «حافظ چه میگویدِ»؟ محمودِ هومن و «جامِ جمِ» (چاپِ نخستِ «مکتبِ حافظ») استاد مرتضوی، در آن سالها درزمینهٔ تحلیلِ بلاغی و ادبی شعرِ حافظ پژوهشی پراهمیتتر از اثرِ دشتی تألیف نشدهبودهاست. همینطور است «سیری در دیوان شمس» و «قلمروِ سعدی»، که بیانگرِ نگرشِ تحلیلی و اشرافِ دشتی بر شعر و ادب و عرفان و کلامِ ایرانی و اسلامی است. و دشتی در همهٔ این آثار، درکنارِ قلمی پرشور، موشکافی و استدلالمیکند، میسنجد و داوری میکند. ناگفتهنمانَد، دشتی چندین اثرِ منتقدانه دربارهٔ عرفان و حکمت و فلسفهٔ ایرانی نیز نوشته («در دیارِ صوفیان»، «پردهٔ پندار»، «عقلا برخلافِ عقل») و ازهمینرو به مقدّماتِ اندیشگی ورود به نقدِ شعرِ فارسی نیز مجهّز بودهاست. او پیرامون آثار و اندیشهٔ شاعرانی همچون خاقانی و ناصرخسرو که شعرشان در دهههای پیشین چندان بررسینشدهبود نیز کتابهایی خواندنی دارد.
نکتهٔ قابلِ توجّه آنکه، با همهٔ این تتبّعات و تحقیقات، نقّادی برای دشتی عملی تفنّنی بهشمارمیرفته و اینگونه نبوده که او مانندِ دیگر ادیبانِ دانشگاهی و منتقدانِ حرفهای، ثمرهٔ چند دهه مطالعاتِ مستمرّ خویش را منتشرکردهباشد. تاآنجاکه جستجوکردهام دشتی هرکدام از این آثاری را در فاصلهٔ کمتر از دو یا سه سال آغازکرده و بهپایانبردهاست. دیگر آنکه او خود اذعان میکند «شبحِ» شعر این شاعران در «احساسات»ش مهمترین سنجه در ارزیابیها بوده. حتی در عنوانِ زیبای اغلبِ آثارِ او این نکتهٔ متواضعانه که این آثار صرفاً محصولِ نگاهی و اهتمامی ناتمام بوده، نمایان است: «دمی با خیام»، «تصویری از ناصرخسرو»، «نگاهی به صائب»، «نقشی از حافظ». و «دمی با خیام» چه زیبا دمغنیمتشمری اندیشهٔ خیام و نیز «نقشی از حافظ»، چه رسا تحلیلِ نقشی از هزار نقشِ شعرِ خواجه را بازتابمیدهد!
اما چنانکه آمد، آثارِ دشتی بهویژه هنگامِ سنجشِ طرزِ کارِ شاعران با یکدیگر، سرشار از باریکبینیهای انتقادی و بارقههای نقدِ عینی است. نمونهٔ بارزِ آن نیز تناقضهایی است که در گلستان یافته و این اشارات دههها موضوعِ پرسش و پژوهش و حتی بهانهای برای نقد علیه او بودهاست.
دشتی درزمینهٔ روانشناسی و روحیّاتِ ملل نیز مطالعه و ترجمهکردهبود و بهگمانام بخشی از توفیقهای ادبی و اجتماعیاش (چه در نقدهای ادبی و اجتماعی و تاریخی، و چه داستانهایش) مرهونِ مطالعاتِ او در اینزمینهبودهاست. نمونهرا در «عواملِ سقوط» (البته اگر واقعاً اثرِ دشتی باشد) بهخوبی روحیاتِ محمدرضا شاه و تفاوتهایش را با رضاشاه، تحلیل کردهاست.
دشتی باهمهٔ اماواگرها و شائبههایی که دربارهٔ اندیشههای سیاسی _ اجتماعی و مذهبیاش مطرحشده (رشوهگرفتن از انگلیسیها، لغوِ اعتبارنامهٔ نمایندگیاش در مجلسِ پنجم، حمایت از جمهوری رضاخان و اندیشههای رضاشاهی و نیز نقدِ وحی و نبوّت)، همواره نگرشی انتقادی و البته اینجهانی به جامعه و تاریخ دارد.
16 اردیبهشت زادروز ذبیحاله صفا
( زاده 16 اردیبهشت 1290 شهمیرزاد -- درگذشته 9 اردیبهشت آلمان ) استاد ادبیات، پژوهشگر و مترجم
ذبیحاله صفا شهمیرزادی، پژوهشگر، مترجم، مصحّح متون، استاد ممتاز دانشگاه تهران، حماسه پژوه و شخصیت برجستهٔ ادبی در ایران معاصر و ملقب به پدر تاریخ ادبیات ایران و از جمله نویسندگان اصلی دانشنامه ایرانیکا بود.
وی دورهٔ ابتدایی را در بابل و تحصیلات متوسطه را در تهران به پایان رساند. سپس تحصیلات خود را در دانشسرای عالی و دانشکدهٔ ادبیات ادامه داد و در رشتههای ادبیات و تعلیم و تربیت لیسانس گرفت و سپس به تحصیل در دورهٔ دکتری پرداخت تا آنکه در سال 1321 با پذیرش رسالهٔاش با عنوان «حماسهسرایی در ایران» به درجهٔ دکتری نایل شد.
وی خدمات آموزشی خود را از سال 1316 با دبیری ادبیات فارسی در کلاسهای دورهٔ دوم متوسطه در دبیرستانهای تهران آغاز کرد. از سال 1321 به درجهٔ دانشیاری کرسی تاریخ ادبیات دانشگاه تهران ارتقا یافت و در سال 1327 در همان کرسی استاد شد؛ تا این که در سال 1340 به بالاترین رتبهٔ استادی (رتبهٔ ده) دست یافت. طی سالهای 1341 و 1342 با سمت استاد مهمان در دانشگاه هامبورگ به تدریس پرداخت. در بازگشت از آلمان به مدیریت گروه زبان و ادبیات فارسی و سپس ریاست دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تهران انتخاب شد و تا سال 1347 این سمتها را به عهده داشت. در آن سال پس از تغییرات ناگهانی در نظام اداری و آموزشی دانشگاه به درخواست خود بازنشسته شد و تدریس خود را به صورت افتخاری ادامه داد. در سال 1347 برای بار دوم به آلمان رفت و یک سال دیگر در دانشگاه هامبورگ به تدریس پرداخت. پس از بازگشت به تهران عنوان استادی ممتاز دانشگاه تهران را یافت و از آن پس در سالهایی که در تهران اقامت داشت به تدریس ادبیات حماسی، غنایی و دراماتیک در دورهٔ دکتری ادبیات فارسی ادامه داد. از دانشجویان و شاگردان وی میتوان به دکتر محمد ترابی و قدمعلی سرامی اشاره کرد.
سالشمار مشاغل :
از 1320 تا 1325 ریاست ادارهٔ دانشسرای مقدماتی در وزارت فرهنگ را به عهده داشت.
از 1320 تا 1325 ریاست تعلیمات عالیه در وزارت فرهنگ را داشت.
از 1320 تا 1321 بنیانگذار و مدیر مجله سخن بود.
از 1335 تا 1341 ریاست ادارهٔ کل انتشارات و روابط دانشگاهی در دانشگاه تهران را به عهده داشت.
از 1325 تا 1347 مدیر مجلهٔ دانشکدهٔ ادبیات تهران بود.
از 1325 تا 1336 عضو هیئت مدیره جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران بود.
از 1325 تا 1343 دبیر کمیسیون ملی یونسکو در ایران بود.
از 1343 تا 1357 نایب رئیس کمیسیون ملی یونسکو در ایران بود.
از 1327 تا 1335 عضویت در کنفرانسهای عمومی یونسکو را در بیروت، پاریس، فلورانس، مونتهویدئو، دهلینو و چندین محل دیگر را بر عهده داشت.
از 1346 تا 1357 عضویت شورای عالی فرهنگ و هنر را داشت.
از 1350 تا 1357 دبیر شورای عالی فرهنگ و هنر بود.
کتابهای منتشرشده :
تألیف
گاهشماری و جشنهای ملی ایرانیان، 1355–1312
آموزشگاهها و آموزشها در ایران، 1315–1354
حماسهسرایی در ایران، 1324
دانشهای یونانی در شاهنشاهی ساسانی، 1331
تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی تا اواسط قرن پنجم، 1331
آیین سخن در معانی و بیان، 1331
تاریخ تحول نظم و نثر فارسی، 1331
تاریخ ادبیات در ایران (5 جلد در 8 مجلد)، 1332–1362
مزداپرستی در ایران قدیم، 1336
آیین شاهنشاهی ایران، 1346
نثر فارسی از آغاز تا عهد نظامالملک، 1347
گنج سخن، شاعران پارسیگوی و منتخب آثار آنان (از رودکی تا بهار)، 3 جلد، 1339
گنجینهٔ سخن، پارسینویسان بزرگ و منتخب آثار آنان، 6 جلد، 1348–1363
دورنمایی از فرهنگ ایرانی و عصر جهانی آن، 1350
نیکینامه، 1350
تاریخ ادبیات ایران، 1355
تاریخ علوم و ادبیات ایرانی، 1347
مقدمهای بر تصوف، 1354
سیری در تاریخ زبانها و ادب ایرانی، 1355
نظری به تاریخ حکمت و علوم در ایران، 1355
تصحیح
دیوان سیفالدین محمد فرغانی در 3 جلد، 1341–1344
بختیارنامهٔ دقایقی مروزی، 1345
دارابنامهٔ بیغمی (فیروزشاهنامه)، 1339–1341
دارابنامهٔ طرسوسی، 1344–1346
دیوان عبدالواسع جبلی
ترجمه
مرگ سقراط، لامارتین (ترجمه)، 1314
رافائل، لامارتین (ترجمه)، 1317
کیانیان (نوشتهٔ کریستینسن)، 1343.
کتابهای تاریخ ادبیات، به معنای متداول امروزی، در ایران، چندان سابقه ای ندارد اینگونه آثار، بیشتر در تذکره های شاعران نقل می شد. نوشتن این تاریخ به معنای نوین، در قرن اخیر به دنبال کارهای اروپائیان به ویژه "ادوارد براون" شروع شد و نگارش تاریخ ادبیات فارسی به شیوه متداول در اروپا و به صورت تحقیقی و مبسوط، در واقع همین کتاب به قلم "ذبیح الله صفا" است.
کتاب دارای چند جلد است و با آنکه ظرف مدت بیشتر از چهل سال نوشته شده ولی از طرحی تقریبا یکسان برخوردار است به این ترتیب که مولف در هر جلد، قبل از اینکه سرگذشت شاعران و نویسندگان هر دوره و آثار آنان را بنویسد، برای آشنا شدن خواننده با اوضاع و احوال آن دوره، فصولی را به اوضاع سیاسی و اجتماعی، وضع علوم و دانش و مباحث دینی و کلامی آن دوره اختصاص داده است. مولف، سپس به وضع کلی ادبیات وعلوم ادبی می پردازد و در دو بخش جداگانه، شاعران و نویسندگان مشهور آن دوره را معرفی می کند.