مروری بر کتاب «در کشاکش دین و دولت»
محمدعلی موحد در دیباچه کتاب «در کشاکش دین و دولت»، در صحبت از دوره سی ساله موضوع این کتاب، درباره این دوره مینویسد: «این دوره سی ساله، که با رحلت رسول اکرم در سال 11 هجری آغاز شد و تا صلح امام حسن و معاویه در سال 41 ادامه یافت، آبستن وقایع شگرفی بود که سرنوشت حکومت زیر پرچم اسلام را رقم زد. مورخان اسلام از آن ایام به عنوان عصر طلایی افتخارآمیز خلافت راشده یاد میکنند و آن را نمونهای نادر و درخشان به شمار میآورند از حکومتی که به گمان آنان قداست و معنویت، زور و قدرت را در خدمت خود داشت. اما تاریخ خود چیزی دیگر میگوید. بازخوانی دقیقتر رویدادهای آن دوران مدلّل میسازد که در همان اجتماع سقیفه – حتی پیش از انجام مراسم خاکسپاری پیامبر – بود که خشتِ کجِ اول کار گذاشته شد و جانشینی پیامبر در انحصار قریش درآمد، چرا که پیامبر از آن قبیله بود، و حال آنکه پیامبر اکرم در سرتاسر دوران نبوت خود به مخالفت با امتیازات اشرافی و افتخارات نژادی و قومی تأکید کرده بود. در آن سی سال، ماجراهایی سهمگین و خونآلود اتفاق افتاد.»
در کتاب «در کشاکش دین و دولت»، با روایت تاریخی دوران مورد بحث، سعی شده است که چندوچون و ریشههای تنشها و مناقشاتی که در دوره سی ساله مورد نظر بر سر خلافت اسلامی پدید آمد، مورد واکاوی و تحلیل قرار بگیرد و آنچه در این دوره اتفاق افتاد ریشهیابی شود و تصویری از خلافت و حکومت اسلامی در این دوران به دست داده شود. در این کتاب از موضوعاتی چون شکلگیری خوارج و تأثیر آنها بر مناقشاتِ مربوط به خلافت اسلامی و رابطه دین و دولت و نیز انشعابات میان شیعیان و خروج و انحراف و فاصلهگیری دستگاه خلافت اسلامی از اسلامِ آغازینِ عصر پیامبر و آرمانهای صدر اسلام و نیز چندوچونِ فتح ایران توسط مسلمانان سخن رفته است.
کتاب «در کشاکش دین و دولت» از دیباچه و شش فصل و پینوشتی با عنوان «خارجیگری نو» تشکیل شده است.
فصلهای ششگانه کتاب «در کشاکش دین و دولت» عبارتند از: «سی سال پس از پیغمبر»، «چگونه اسلام در ایران راه یافته»، «برآمدن دیوان و دیوانسالاران»، «ایرانیان در میان تازیان»، «تازیان در ایران» و «قصه شگفت خارجیگری و پدیده قرّا».
کتاب «در کشاکش دین و دولت: سی سال پس از پیامبر (ص)» در نشر ماهی منتشر شده است.
درباره محمدعلی موحد، نویسنده کتاب «در کشاکش دین و دولت»
دکتر محمدعلی موحد، متولد 1302 در تبریز، ادیب، مصحح، عرفانپژوه، مترجم، مورخ، حقوقدان و شاعر ایرانی است. موحد دارای دکترای حقوق خصوصی از دانشگاه تهران، عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی و از چهرههای چندوجهی و چندساحتی فرهنگ ایران است.
کودکی و نوجوانی موحد و دوره تحصیلات ابتدایی و متوسطهاش در تبریز گذشت و سپس به تهران آمد. اما به دلیل مرگ پدرش و عهدهدار شدن سرپرستی خانواده بعد از این اتفاق، به تبریز برگشت و ده سال در تبریز و تهران بهسر برد.
از سال 1329 و در بحبوحه مناقشات مربوط به ملی شدن نفت در ایران، موحد کارمند شرکت نفت آبادان بود و ناظر برخی از وقایع مهمی که در ارتباط با ماجرای ملی شدن نفت رخ میداد. او بعدها کتاب تاریخی مهم «خواب آشفته نفت» را درباره همین وقایع و ماجرای نفت و مناقشات مربوط به آن در ایران نوشت. بعد از خلع ید انگلیسیها از شرکت نفت، موحد سردبیر روزنامه شرکت نفت شد. او همچنین از آغاز تأسیس شرکت ملی نفت ایران وارد کادر حقوقی این شرکت شد و بهعنوان مشاور عالی هیئتمدیره، مشاور ارشد و عضو اصلی هیئتمدیره در شرکت نفت کار کرد. با تأسیس اوپک، موحد بهمدت شش ماه در سِمَت معاونت اجرایی این سازمان در ژنو مشغول به کار بود. تدریس حقوق مدنی و حقوق نفت در دانشگاه از دیگر فعالیتهای اوست. برای اولین بار هم او بود که مسائل حقوقی نفت را به متون درسی دانشگاه وارد کرد و دو کتاب او در این زمینه جزو منابع درسی دوره کارشناسی ارشد حقوق تجارت است. او همچنین از محققان برجسته ادبیات عرفانی فارسیست و از کارهای مهم و ارزندهاش در این زمینه تصحیح «مقالات شمس تبریزی» است. تصحیح «مثنوی معنوی» دیگر کار مهم موحد در حوزه ادبیات عرفانی فارسی است.
از دیگر فعالیتهای ادبی محمدعلی موحد ترجمه او از «سفرنامه ابن بطوطه» است. این ترجمه اولین بار در سال 1336 منتشر شد و تحسین مجتبی مینوی و محمدعلی جمالزاده را برانگیخت.
از آثار تألیفی محمدعلی موحد میتوان به کتابهای «شمس تبریزی»، «ابن بطوطه»، «تأملات در باب حقوق و شریعت، تاریخ و سیاست»، «ملّی کردن و غرامت: درسهایی از داوریهای نفتی»، «نفت ما و مسائل حقوقی آن»، «در هوای حق و عدالت: از حقوق طبیعی تا حقوق بشر» و از ترجمههای او میتوان به کتابهای «چهار مقاله درباره آزادی» و «انرژی و عدالت» اشاره کرد.
این کتاب شامل درسهایی فشرده و دقیق درباره مباحث محوری علم بلاغت (معانی، بیان و بدیع) است. این اثر برای چهار واحد درسی دانشگاهی تنظیم شده است. از ویژگیهای مهم آن، داشتن تمرینهای فراوان و سودمند در سطح کاربردی است که از قرآن، روایات و اشعار حکیمانه الهام گرفته شدهاند. همچنین، این متون با مضامین گوناگون و متنوع انتخاب شدهاند.
این پرسش که موانع فهم قرآن چیست و گونههای آن کدامند، پرسش مهم و کلیدی است که در حال حاضر با توجه به گستردگی ارتباطات و بروز شبهات گوناگون، اهمیت ویژهای دارد، چه بسا موانع و مشکلاتی در فهم قرآن پیش میآید که در برخی موارد دلزدگی و دوری از مفاهیم قرآن را برای جوانان در پی داشته است. ریشهیابی و واکاوی این موانع، نقش مهمی در فهم صحیح از قرآن دارد که کتاب «موانع فهم قرآن» با زبان علمی و قلمی روان به بیان مهمترین موانع فهم این کتاب الهی در 4 بخش کلیات، موانع شخصیتی، معرفتی و موانع روشی پرداخته است. از امتیازات این اثر ذکر مصداقی موانع و تبیین دقیق آن میتوان عنوان کرد.
نعمتالله صالحی نجفآبادی زاده 1303 در نجفآباد اصفهان درگذشته - درگذشته 16 اردیبهشت 1385 در تهران) مجتهد، متکلم، تاریخ پژوه و فقیه شیعه بود.
برخی از صالحی نجفآبادی به عنوان پیشگام روشنفکری درون دینی معاصر یاد کردهاند. صالحی نجفآبادی بر اهمیت مبانی کلامی و اخلاقی شریعت اسلام و لزوم تطبیق فقه و اصول با آنها تأکید داشت و در رویکرد اجتهادی خود، بر اهمیت دلایل عقلی و نقلی معتبر و بیاعتباری بسیاری از احکامی که به استناد اجماع و «ادعای اجماع» صادر شده، اصرار داشت که این امر، منشأ مخالفتهای بیشماری با آراء و نظرات او شد.
وی، به پیروی از سید حسین طباطبایی بروجردی بر اهمیت فقه مقارن و تقریبگرایی و عدم تعصب در مواجهه با دستاوردهای فقهی اهل سنت اصرار میورزید. او همچنین، بر لزوم بازخوانی تاریخ و تأثیر آن در کشف حقایق شریعت واقف بود و به همین جهت در تاریخ و «علم رجال» تبحر داشت و بخشی از تحقیق خود در مورد احادیث مجعوله را در کتاب «غلو» و برخی مقالات دیگر آوردهاست.
از دید وی، دانستن تمام علوم لازمه امامت امامان نیست و امامان تنها آگاه به همه احکام اسلام و امور اجتماعی و سیاسی هستند و علم آنها در موارد دیگر استثنایی است و عمومیت ندارد. وی برای اثبات نظر خود بر روایات، قرآن، نظر علمای پیشین (شیخ مفید و شیخ طوسی، علامه حلی و سید مرتضی) استناد میکند. از دید وی، آگاهی به امور غیبی در مواردی خاص به خواست خدا به امامان و پیامبر الهام میگردد و عمومیت ندارد.
نعمتالله صالحی نجفآبادی زاده 1303 در نجفآباد اصفهان درگذشته - درگذشته 16 اردیبهشت 1385 در تهران) مجتهد، متکلم، تاریخ پژوه و فقیه شیعه بود.
برخی از صالحی نجفآبادی به عنوان پیشگام روشنفکری درون دینی معاصر یاد کردهاند. صالحی نجفآبادی بر اهمیت مبانی کلامی و اخلاقی شریعت اسلام و لزوم تطبیق فقه و اصول با آنها تأکید داشت و در رویکرد اجتهادی خود، بر اهمیت دلایل عقلی و نقلی معتبر و بیاعتباری بسیاری از احکامی که به استناد اجماع و «ادعای اجماع» صادر شده، اصرار داشت که این امر، منشأ مخالفتهای بیشماری با آراء و نظرات او شد.
وی، به پیروی از سید حسین طباطبایی بروجردی بر اهمیت فقه مقارن و تقریبگرایی و عدم تعصب در مواجهه با دستاوردهای فقهی اهل سنت اصرار میورزید. او همچنین، بر لزوم بازخوانی تاریخ و تأثیر آن در کشف حقایق شریعت واقف بود و به همین جهت در تاریخ و «علم رجال» تبحر داشت و بخشی از تحقیق خود در مورد احادیث مجعوله را در کتاب «غلو» و برخی مقالات دیگر آوردهاست.
از دید وی، دانستن تمام علوم لازمه امامت امامان نیست و امامان تنها آگاه به همه احکام اسلام و امور اجتماعی و سیاسی هستند و علم آنها در موارد دیگر استثنایی است و عمومیت ندارد. وی برای اثبات نظر خود بر روایات، قرآن، نظر علمای پیشین (شیخ مفید و شیخ طوسی، علامه حلی و سید مرتضی) استناد میکند. از دید وی، آگاهی به امور غیبی در مواردی خاص به خواست خدا به امامان و پیامبر الهام میگردد و عمومیت ندارد.
نعمتالله صالحی نجفآبادی زاده 1303 در نجفآباد اصفهان درگذشته - درگذشته 16 اردیبهشت 1385 در تهران) مجتهد، متکلم، تاریخ پژوه و فقیه شیعه بود.
برخی از صالحی نجفآبادی به عنوان پیشگام روشنفکری درون دینی معاصر یاد کردهاند. صالحی نجفآبادی بر اهمیت مبانی کلامی و اخلاقی شریعت اسلام و لزوم تطبیق فقه و اصول با آنها تأکید داشت و در رویکرد اجتهادی خود، بر اهمیت دلایل عقلی و نقلی معتبر و بیاعتباری بسیاری از احکامی که به استناد اجماع و «ادعای اجماع» صادر شده، اصرار داشت که این امر، منشأ مخالفتهای بیشماری با آراء و نظرات او شد.
وی، به پیروی از سید حسین طباطبایی بروجردی بر اهمیت فقه مقارن و تقریبگرایی و عدم تعصب در مواجهه با دستاوردهای فقهی اهل سنت اصرار میورزید. او همچنین، بر لزوم بازخوانی تاریخ و تأثیر آن در کشف حقایق شریعت واقف بود و به همین جهت در تاریخ و «علم رجال» تبحر داشت و بخشی از تحقیق خود در مورد احادیث مجعوله را در کتاب «غلو» و برخی مقالات دیگر آوردهاست.
از دید وی، دانستن تمام علوم لازمه امامت امامان نیست و امامان تنها آگاه به همه احکام اسلام و امور اجتماعی و سیاسی هستند و علم آنها در موارد دیگر استثنایی است و عمومیت ندارد. وی برای اثبات نظر خود بر روایات، قرآن، نظر علمای پیشین (شیخ مفید و شیخ طوسی، علامه حلی و سید مرتضی) استناد میکند. از دید وی، آگاهی به امور غیبی در مواردی خاص به خواست خدا به امامان و پیامبر الهام میگردد و عمومیت ندارد.
«علی دشتی و نقدِ ادبی»
اگر باورداشتهباشیم که نقدِ ادبی رویکردها و نحلههای گوناگونی دارد، بیگمان علی دشتی در نحلهٔ نقدِ تأثّری و احساسگرایانه یکی از درخشانترین چهرهها است.
نخستین بارقههای نقدِ ادبی جدید را باید در آثارِ روشنگرانِ حوالی مشروطه (آخوندزاده، میرزا آقاخان، مراغهای، طالبوف و ...) جستجوکرد. در دهههایی که دشتی در زمینهٔ نقدِ شعر و شاعرانِ ایرانی قلممیزد (دهههای سی تا پنجاه) جریانهای روشنفکری در حوزهٔ نقدِ ادبی فعّال بودند؛ نقدِ دانشگاهی نیز درکنارِ نقدِ مطبوعاتی و مجلّاتِ ادبی درحالِ شکلگیری بود. اگر از کنارِ اشاراتِ پراکندهٔ چهرههایی همچون نیما و هدایت بگذریم، شاید نقدهای اغلب جامعهگرایانهٔ فاطمهٔ سیاح دراینمیان استثنا باشد. اما در آن دههها هیچ ادیب و منتقدی نمیشناسیم که همچون دشتی در آثاری مستقل، شعر و اندیشهٔ خیام، خاقانی، سعدی، مولوی و حافظ را بررسیدهباشد و ضمنِ توصیف و تحلیلِ آثار و نیز سنجشِ طرزِ شعرِ آنان با یکدیگر، داوریها و ارزیابیهایی اغلب درست ارائهدادهباشد. دشتی شیفتهٔ لامارتین، روسو، گوته بود اما شاید نگاهِ تحلیلی و پرسشگرانهاش را بیشاز هرکسی مرهونِ آناتوس فرانس بودهباشد.
آن دههها ادبا «اغلب» به مباحثِ تاریخِ ادبیاتی، نسخهپژوهی و متنپژوهی اهتمامداشتند. در دهههای بعد است که چهرههایی همچون استاد زرینکوب و بهویژه دکتر رضا براهنی و استاد شفیعی کدکنی، به تحلیل و کالبدشکافی متون و بلاغت و ادبیّتِ آثار توجهمیکنند.
علی دشتی که نخست اهلِ سیاست بود و بعدها داستاننویس شد، در چنین مقطعی «دمی با خیام»را منتشرکرد؛ اثری که همان سالها به عربی و انگلیسی برگرداندهشد و هنوز هم طراوتش را ازدستندادهاست. دشتی جدا از «کاخِ ابداع» (طبقهبندی موضوعی شعرِ حافظ)، «نقشی از حافظ» را نیز منتشر کرد. جز «حافظ چه میگویدِ»؟ محمودِ هومن و «جامِ جمِ» (چاپِ نخستِ «مکتبِ حافظ») استاد مرتضوی، در آن سالها درزمینهٔ تحلیلِ بلاغی و ادبی شعرِ حافظ پژوهشی پراهمیتتر از اثرِ دشتی تألیف نشدهبودهاست. همینطور است «سیری در دیوان شمس» و «قلمروِ سعدی»، که بیانگرِ نگرشِ تحلیلی و اشرافِ دشتی بر شعر و ادب و عرفان و کلامِ ایرانی و اسلامی است. و دشتی در همهٔ این آثار، درکنارِ قلمی پرشور، موشکافی و استدلالمیکند، میسنجد و داوری میکند. ناگفتهنمانَد، دشتی چندین اثرِ منتقدانه دربارهٔ عرفان و حکمت و فلسفهٔ ایرانی نیز نوشته («در دیارِ صوفیان»، «پردهٔ پندار»، «عقلا برخلافِ عقل») و ازهمینرو به مقدّماتِ اندیشگی ورود به نقدِ شعرِ فارسی نیز مجهّز بودهاست. او پیرامون آثار و اندیشهٔ شاعرانی همچون خاقانی و ناصرخسرو که شعرشان در دهههای پیشین چندان بررسینشدهبود نیز کتابهایی خواندنی دارد.
نکتهٔ قابلِ توجّه آنکه، با همهٔ این تتبّعات و تحقیقات، نقّادی برای دشتی عملی تفنّنی بهشمارمیرفته و اینگونه نبوده که او مانندِ دیگر ادیبانِ دانشگاهی و منتقدانِ حرفهای، ثمرهٔ چند دهه مطالعاتِ مستمرّ خویش را منتشرکردهباشد. تاآنجاکه جستجوکردهام دشتی هرکدام از این آثاری را در فاصلهٔ کمتر از دو یا سه سال آغازکرده و بهپایانبردهاست. دیگر آنکه او خود اذعان میکند «شبحِ» شعر این شاعران در «احساسات»ش مهمترین سنجه در ارزیابیها بوده. حتی در عنوانِ زیبای اغلبِ آثارِ او این نکتهٔ متواضعانه که این آثار صرفاً محصولِ نگاهی و اهتمامی ناتمام بوده، نمایان است: «دمی با خیام»، «تصویری از ناصرخسرو»، «نگاهی به صائب»، «نقشی از حافظ». و «دمی با خیام» چه زیبا دمغنیمتشمری اندیشهٔ خیام و نیز «نقشی از حافظ»، چه رسا تحلیلِ نقشی از هزار نقشِ شعرِ خواجه را بازتابمیدهد!
اما چنانکه آمد، آثارِ دشتی بهویژه هنگامِ سنجشِ طرزِ کارِ شاعران با یکدیگر، سرشار از باریکبینیهای انتقادی و بارقههای نقدِ عینی است. نمونهٔ بارزِ آن نیز تناقضهایی است که در گلستان یافته و این اشارات دههها موضوعِ پرسش و پژوهش و حتی بهانهای برای نقد علیه او بودهاست.
دشتی درزمینهٔ روانشناسی و روحیّاتِ ملل نیز مطالعه و ترجمهکردهبود و بهگمانام بخشی از توفیقهای ادبی و اجتماعیاش (چه در نقدهای ادبی و اجتماعی و تاریخی، و چه داستانهایش) مرهونِ مطالعاتِ او در اینزمینهبودهاست. نمونهرا در «عواملِ سقوط» (البته اگر واقعاً اثرِ دشتی باشد) بهخوبی روحیاتِ محمدرضا شاه و تفاوتهایش را با رضاشاه، تحلیل کردهاست.
دشتی باهمهٔ اماواگرها و شائبههایی که دربارهٔ اندیشههای سیاسی _ اجتماعی و مذهبیاش مطرحشده (رشوهگرفتن از انگلیسیها، لغوِ اعتبارنامهٔ نمایندگیاش در مجلسِ پنجم، حمایت از جمهوری رضاخان و اندیشههای رضاشاهی و نیز نقدِ وحی و نبوّت)، همواره نگرشی انتقادی و البته اینجهانی به جامعه و تاریخ دارد.
16 اردیبهشت زادروز ذبیحاله صفا
( زاده 16 اردیبهشت 1290 شهمیرزاد -- درگذشته 9 اردیبهشت آلمان ) استاد ادبیات، پژوهشگر و مترجم
ذبیحاله صفا شهمیرزادی، پژوهشگر، مترجم، مصحّح متون، استاد ممتاز دانشگاه تهران، حماسه پژوه و شخصیت برجستهٔ ادبی در ایران معاصر و ملقب به پدر تاریخ ادبیات ایران و از جمله نویسندگان اصلی دانشنامه ایرانیکا بود.
وی دورهٔ ابتدایی را در بابل و تحصیلات متوسطه را در تهران به پایان رساند. سپس تحصیلات خود را در دانشسرای عالی و دانشکدهٔ ادبیات ادامه داد و در رشتههای ادبیات و تعلیم و تربیت لیسانس گرفت و سپس به تحصیل در دورهٔ دکتری پرداخت تا آنکه در سال 1321 با پذیرش رسالهٔاش با عنوان «حماسهسرایی در ایران» به درجهٔ دکتری نایل شد.
وی خدمات آموزشی خود را از سال 1316 با دبیری ادبیات فارسی در کلاسهای دورهٔ دوم متوسطه در دبیرستانهای تهران آغاز کرد. از سال 1321 به درجهٔ دانشیاری کرسی تاریخ ادبیات دانشگاه تهران ارتقا یافت و در سال 1327 در همان کرسی استاد شد؛ تا این که در سال 1340 به بالاترین رتبهٔ استادی (رتبهٔ ده) دست یافت. طی سالهای 1341 و 1342 با سمت استاد مهمان در دانشگاه هامبورگ به تدریس پرداخت. در بازگشت از آلمان به مدیریت گروه زبان و ادبیات فارسی و سپس ریاست دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تهران انتخاب شد و تا سال 1347 این سمتها را به عهده داشت. در آن سال پس از تغییرات ناگهانی در نظام اداری و آموزشی دانشگاه به درخواست خود بازنشسته شد و تدریس خود را به صورت افتخاری ادامه داد. در سال 1347 برای بار دوم به آلمان رفت و یک سال دیگر در دانشگاه هامبورگ به تدریس پرداخت. پس از بازگشت به تهران عنوان استادی ممتاز دانشگاه تهران را یافت و از آن پس در سالهایی که در تهران اقامت داشت به تدریس ادبیات حماسی، غنایی و دراماتیک در دورهٔ دکتری ادبیات فارسی ادامه داد. از دانشجویان و شاگردان وی میتوان به دکتر محمد ترابی و قدمعلی سرامی اشاره کرد.
سالشمار مشاغل :
از 1320 تا 1325 ریاست ادارهٔ دانشسرای مقدماتی در وزارت فرهنگ را به عهده داشت.
از 1320 تا 1325 ریاست تعلیمات عالیه در وزارت فرهنگ را داشت.
از 1320 تا 1321 بنیانگذار و مدیر مجله سخن بود.
از 1335 تا 1341 ریاست ادارهٔ کل انتشارات و روابط دانشگاهی در دانشگاه تهران را به عهده داشت.
از 1325 تا 1347 مدیر مجلهٔ دانشکدهٔ ادبیات تهران بود.
از 1325 تا 1336 عضو هیئت مدیره جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران بود.
از 1325 تا 1343 دبیر کمیسیون ملی یونسکو در ایران بود.
از 1343 تا 1357 نایب رئیس کمیسیون ملی یونسکو در ایران بود.
از 1327 تا 1335 عضویت در کنفرانسهای عمومی یونسکو را در بیروت، پاریس، فلورانس، مونتهویدئو، دهلینو و چندین محل دیگر را بر عهده داشت.
از 1346 تا 1357 عضویت شورای عالی فرهنگ و هنر را داشت.
از 1350 تا 1357 دبیر شورای عالی فرهنگ و هنر بود.
کتابهای منتشرشده :
تألیف
گاهشماری و جشنهای ملی ایرانیان، 1355–1312
آموزشگاهها و آموزشها در ایران، 1315–1354
حماسهسرایی در ایران، 1324
دانشهای یونانی در شاهنشاهی ساسانی، 1331
تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی تا اواسط قرن پنجم، 1331
آیین سخن در معانی و بیان، 1331
تاریخ تحول نظم و نثر فارسی، 1331
تاریخ ادبیات در ایران (5 جلد در 8 مجلد)، 1332–1362
مزداپرستی در ایران قدیم، 1336
آیین شاهنشاهی ایران، 1346
نثر فارسی از آغاز تا عهد نظامالملک، 1347
گنج سخن، شاعران پارسیگوی و منتخب آثار آنان (از رودکی تا بهار)، 3 جلد، 1339
گنجینهٔ سخن، پارسینویسان بزرگ و منتخب آثار آنان، 6 جلد، 1348–1363
دورنمایی از فرهنگ ایرانی و عصر جهانی آن، 1350
نیکینامه، 1350
تاریخ ادبیات ایران، 1355
تاریخ علوم و ادبیات ایرانی، 1347
مقدمهای بر تصوف، 1354
سیری در تاریخ زبانها و ادب ایرانی، 1355
نظری به تاریخ حکمت و علوم در ایران، 1355
تصحیح
دیوان سیفالدین محمد فرغانی در 3 جلد، 1341–1344
بختیارنامهٔ دقایقی مروزی، 1345
دارابنامهٔ بیغمی (فیروزشاهنامه)، 1339–1341
دارابنامهٔ طرسوسی، 1344–1346
دیوان عبدالواسع جبلی
ترجمه
مرگ سقراط، لامارتین (ترجمه)، 1314
رافائل، لامارتین (ترجمه)، 1317
کیانیان (نوشتهٔ کریستینسن)، 1343.
کتابهای تاریخ ادبیات، به معنای متداول امروزی، در ایران، چندان سابقه ای ندارد اینگونه آثار، بیشتر در تذکره های شاعران نقل می شد. نوشتن این تاریخ به معنای نوین، در قرن اخیر به دنبال کارهای اروپائیان به ویژه "ادوارد براون" شروع شد و نگارش تاریخ ادبیات فارسی به شیوه متداول در اروپا و به صورت تحقیقی و مبسوط، در واقع همین کتاب به قلم "ذبیح الله صفا" است.
کتاب دارای چند جلد است و با آنکه ظرف مدت بیشتر از چهل سال نوشته شده ولی از طرحی تقریبا یکسان برخوردار است به این ترتیب که مولف در هر جلد، قبل از اینکه سرگذشت شاعران و نویسندگان هر دوره و آثار آنان را بنویسد، برای آشنا شدن خواننده با اوضاع و احوال آن دوره، فصولی را به اوضاع سیاسی و اجتماعی، وضع علوم و دانش و مباحث دینی و کلامی آن دوره اختصاص داده است. مولف، سپس به وضع کلی ادبیات وعلوم ادبی می پردازد و در دو بخش جداگانه، شاعران و نویسندگان مشهور آن دوره را معرفی می کند.