علیرغم تعدد شخصیت ها روایت ها خیلی پیچیده نیست. موجز است و موضع شخصیت موضع شفافی است.
احساسات در روایت حد و اندازه دارد و نویسنده درهر موقعیتی از توصیف خطوط چهره یا سن و قد و مو گرفته تا صفات اخلاقی یا حتی تیک های عصبی برای تیپ سازی استفاده می برد. نقاط قوت هر شخصیت بعضا در واقع نقاط ضعف اوست و تولستوی از آن به عنوان مهر برای تثبیت تیپ شخصیتی دلخواه خود استفاده می کند شاهزاده پیر، شاهزاده اندره، ناتاشا، روستوف و پیر شخصیت هایی هستند که خط اصلی داستان را به پیش می برند. به گمانم شخصیت پیر به خود تولستوی نزدیک است و این جور دستگیر آدم می شود که تولستوی تجربیات شخصی معنوی خودش را به این تیپ داستانی هدیه کرده است. تجربیات فنی و زیستی تولستوی در شاهزاده پیر به ودیعه نهاده شده است و آندره روایت دوران بلوغ شخصیتی خود اوست