• دادائیسم یکی از رادیکال‌ترین و شورشی‌ترین جریان‌های هنری و ادبی قرن بیستم بود؛ جریانی که نه برای ساختن یک نظام تازه، بلکه برای زیر سؤال بردن تمام نظام‌های موجود شکل گرفت. این جنبش در سال 1916 و در بحبوحهٔ جنگ جهانی اول در شهر زوریخ سوئیس و در مکانی به نام «کاباره ولتر» شکل گرفت. هنرمندان و نویسندگانی که به دادا پیوستند از دیدن ویرانی و خشونت جنگ به این نتیجه رسیده بودند که تمدنی که خود را عقلانی و پیشرفته می‌دانست، در واقع به بن‌بست رسیده است. بنابراین اگر جهان بر پایهٔ منطق به چنین فاجعه‌ای رسیده، شاید باید خودِ منطق، نظم و قواعد پذیرفته‌شدهٔ هنر و فرهنگ را نیز زیر سؤال برد.

    دادائیست‌ها عمداً با قواعد سنتی ادبیات و هنر مخالفت می‌کردند. آن‌ها به جای نظم، از آشوب استقبال می‌کردند؛ به جای معنا، از بی‌معنایی؛ و به جای ساختارهای تثبیت‌شده، از تصادف و بازیگوشی استفاده می‌کردند. در شعرهای دادایی ممکن بود کلمات کاملاً نامرتبط کنار هم قرار بگیرند یا حتی از صداها و هجاهای بی‌معنا استفاده شود. تریستان تزارا، یکی از مهم‌ترین نظریه‌پردازان دادائیسم، حتی روشی برای نوشتن شعر پیشنهاد می‌داد: کلمات یک روزنامه را ببرید، آن‌ها را در کیسه‌ای بریزید، سپس به‌طور تصادفی بیرون بکشید و همان ترتیب را به عنوان شعر بنویسید. در نگاه دادائیست‌ها، همین تصادف می‌توانست نوعی حقیقت هنری باشد.

    از مهم‌ترین چهره‌های این جنبش می‌توان به تریستان تزارا، هوگو بال، هانس آرپ و مارسل دوشان اشاره کرد. تزارا با نوشتن «هفت بیانیه دادا» نقش مهمی در معرفی و گسترش این جریان داشت. هوگو بال نیز در اجراهای ادبی خود در کاباره ولتر، شعرهایی موسوم به «شعر آوایی» می‌خواند که بیشتر از صداهای بی‌معنا تشکیل شده بودند. در حوزهٔ هنرهای تجسمی نیز مارسل دوشان با آثاری مثل «چشمه» نگاه سنتی به هنر را کاملاً به چالش کشید.

    اگرچه دادائیسم بیشتر به عنوان یک جنبش هنری شناخته می‌شود، اما در ادبیات نیز آثار مهمی از آن الهام گرفته‌اند. برای مثال «Gas Heart» اثر تریستان تزارا یکی از نمایشنامه‌های مشهور دادایی است که گفت‌وگوهای آن عمداً غیرمنطقی و طنزآمیز طراحی شده‌اند. همچنین مجموعهٔ «Flight Out of Time» نوشتهٔ هوگو بال که یادداشت‌ها و نوشته‌های او دربارهٔ جنبش دادا را دربر می‌گیرد، از متون مهم برای شناخت این جریان محسوب می‌شود. علاوه بر این، برخی آثار فرانسیس پیکابیا و نوشته‌های تجربی او نیز حال‌وهوای دادایی دارند.

    هرچند دادائیسم به عنوان یک جنبش سازمان‌یافته عمر چندان طولانی نداشت و در دههٔ 1920 کم‌کم فروکش کرد، اما تأثیر آن بر هنر و ادبیات مدرن بسیار عمیق بود. بسیاری از جنبش‌های بعدی مانند سوررئالیسم، هنر مفهومی و حتی برخی گرایش‌های پست‌مدرن از روحیهٔ اعتراض، تجربه‌گرایی و شکستن قواعدی که دادا معرفی کرد الهام گرفتند. در واقع، دادائیسم بیش از آنکه یک سبک ثابت باشد، نوعی نگاه بود؛ نگاهی که هنر را ابزاری برای پرسش از جهان، تمسخر قطعیت‌ها و شکستن مرزهای سنتی می‌دانست.

    ‌ ‌ 0 ‌ ‌ ‌ ‌ 668