ماجرای افشای سیمکارتهای سفید، آخرالزمان انجمن حلزونهای چپگرد را برایم یادآور شد، آنجا که شخصیت اصلی برای گذران زندگیاش بازاریاب سیمکارتهایی میشود با قابلیتهای ویژه. سیمکارتهایی که هرکسی استطاعت داشتنشان را ندارد. قبلتر هم جیرهبندی آب و خاموشیهای شبانه مرا با این رمان مأنوس کرده بود. براستی ادبیات گمانهزن یعنی همین: دیدن پیش از موعد بحرانها و فجایع.



