• در کتاب نقدهایی اجتماعی آمده است، که به نظرم بد نیست مثل بریز و بپاش مسئولین اما وقتی به زیر دستها می رسند پول ندارند!

  • با توجه به اینکه کتاب عکس دار طراحی شده نشان میدهد برای سن حدود ده، دوازده سال است.

    به نظرم همین کم ارتباط دختر و پسر جوان که در کتاب آمده است، در این داستان برای این سنین مناسب نباشد.

  • این روزها انواع داستانهای ترسناک و تخیلی برای نوجوانان زیاد است.

    اما این کتاب در عین سختی هایی که شخصیتهای اصلی داستان می کشند اما باز به اهدافشان می رسند.

    حتی در این مسیر آبدیده تر و محکم تر ساخته می شوند. 

    شاید به جای داستان های ترسناک و تخیلی این روزها، پرواز با پاراموتور را دوست دارم گزینه ی بهتری برای جوانان باشد.

  • یکی از اثرات این کتاب در ناخداگاه خواننده می تواند میل به سخت کوشی و تلاش و ناامید نشدن باشد.

  • به نظرم این کتاب که داستان بلند برای سن نوجوان است.

    البته به قول دوستمان اگر بزرگسال بخواند، هزارجور ایراد از آن بیرون می کشد.

    به نظرم درون مایه داستان همان احترام به پدر و مادر و از همه مهتر ایثار و از خودگذشتگی است که اگر بتواند تا حدی این رفتارها را به نوجوان منتقل کند کار خودش را کرده است.

  • کارهای کوچک ما ممکن است اثرات بزرگی داشته باشد، واقعا باید مراقب اعمال خودمان باشیم.

    راوی در کتاب می گوید، در بررسی اعمالم مشاهده کردم که یکبار بی دلیل سر دخترم داد زدم! همان روز دخترم با برادر کوچکش دعوا کرد و ...

    خدا می داند این عصبانیت بی جای من، چقدر در زندگی و خانواده و روحیه فرزندان من تاثیر منفی داشت.

    این داد بی جا حتی در سرنوشت آنها موثر بود. 

  • مصیبت ها و تحمل سختی ها، انسان را ورزیده تر می کند.

    اگر در هنگام سختی ها و مصیبتها شاکر باشیم، پاداش عالی ای می گیریم اما ... .

    دو دوتا چهارتا هم حساب کنیم باید صبر کنیم.

    خواندن این کتاب تلنگری می شود که راحتتر در مقابل سختی ها صبر کنیم.

    کتابی است که شاید دو سه ساعته تموم شه حتما بخونیدش.

  • نکته جالبی در کتاب هست.

    می گوید کارهایی که فقط برای رضای خدا انجام داده‌ایم در آن دنیا مورد قبول است و یک ذره غش کار را خراب می کند.

    جالب است راوی مرد مومنی است و فکر می کرده کلی کار برای خدا داشته و آنجا سربلند است، اما بیشتر کارهایش رد می شود می گوید فلان کار را کرده ام، اما می گویند آنجا میخواستی کار به نام خودت تمام شود و ترفیع بگیری که گرفتی و مزدت را در همان دنیا به تو دادند این کار اینجا امتیازی ندارد!

    ....

  • به نظرم نکته مهمی که از این کتاب و کتاب سه دقیقه در قیامت و کتب مشابه می توان فهمید این است که معاد و قیامت و حساب و کتابی وجود دارد. 

    باید دست به عصا باشیم و الا یک بینهات را با این عمر کوتاه این دنیا نابود می کنیم.

    اگر شک دارید به این حرف ها  این دو کتاب را بخوانید.

  • مشغول خواندن این کتابم.

    سعی می کنم حین خواندن نظراتم را بگویم.

    در حد یک جمله شاید می توان گفت که برای تلنگرهای مستمر که انسان به سمت پستی نرود خوب است که این کتاب را ماهی یکبار بخوانیم.

  • کتاب را به زحمت کامل خواندم.

    همانطور که مترجم هم در ابتدا گفته است، جاهایی از کتاب واقعا از توصیفات نویسنده خسته شدم. و چندباری نزدیک بود کتاب را تمام نکنم و زمین‌ بگذارم.

    البته الان از خواندنش پشیمان نیستم!


  • کتاب را خواندم.

    نثر قدیمی داشت و با کلمات نا آشنای زیاد.

    شاید این نثر کمک به فضاسازی قدیمی داستان کند.

    به نظرم کتاب با این نثرش نمی‌تواند همه پسند باشد.

    راوی داستان فردی بد دهن است و کتاب را کمی تبدیل به مثبت 18 کرده است!

    وسط داستان خاطره ای یاد راوی می آید که نبودش چندان خللی به داستان وارد نمی سازد اما بودنش توصیفات مشمئز کننده‌ی کتاب را می افزاید.

    *****

    داستان و فضاسازی خوب بود، البته گاهی توصیفات و افکار حوصله سر بر بود.

    *****

    کتاب فضای خفقان به توپ بستن مجلس مشروطه را به زیبایی توصیف می‌کند و ناخداگاه انسان را به شرایط آن زمان می‌برد و درک تاریخ را آسان می کند.

  • کتاب محتوای زیبا و درس آموزی دارد.

    اما نثری سخت دارد مخصوصا که از اصطلاحات مشهدی و قدیمی زیاد استفاده کرده و خواندن کتاب را سخت کرده است.

  • کتاب تام گیتس 14 (بیسکوییت ها، گروه های موسیقی و نقشه های خیلی حسابی) اثری است از لیز پیشون به ترجمه بهرنگ رجبی و چاپ انتشارات هوپا. داستان این کتاب درباره پسر بازیگوشی به نام تام گیتس است که معتقد است می توانید از آن برای در رفتن از زیر کارهایی که دوست ندارید استفاده کنید و بعد با لذت به خواندن و نقاشی کردن مشغول شوید. او و دو تا از دوست هایش یک گروه موسیقی به نام سگ های آدمخوار دارند که می خواهند با ترانه هایشان بچه ها را حسابی تحت تاثیر قرار دهند، البته تام گیتس نقشه های دیگری هم دارد… می توانید با او همراه شوید و از نوشته جذاب و خنده دارش لذت ببرید.

    گزیده ای از کتاب

    خیلی تصادفی چشمم خورد به چیز

    خیلی

    جالب دیگری

    دفترچه خاطرات دلیا

    یه قفل گنده روی یک طرفش بود و همین باعث شد بیشتر دلم بخواهد بخوانمش. ولی پسر خوبی بودم و نخواندم، چون می دانم دفترچه خاطرات خصوصی است (و بازش هم نتوانستم بکنم). امیدوارم دلیا متوجه نشود تکان خورده، چون دیوانه می شود اگر بفهمد دفترچه خاطراتش را حتی دیده ام. بعد مامان و بابا هم احتمالا سرزنشم می کنند بابت اینکه رفته ام توی اتاق دلیا. این طوری حسابی توی دردسر می افتم. همین یک دلیل خوب دیگر است برای اینکه یک تابلو آماده کنم.

  • اثری است به قلم و تصویرگری لیز پیشون، با ترجمۀ بهرنگ رجبی که توسط انتشارات هوپا به چاپ رسیده است. کتاب حاضر یازدهمین جلد از مجموعه تام گیتس است که با داستان و تصاویری جذاب و خنده دار یکی از بهترین مجموعه های نوجوان شناخته می شود. در این جلد تام قرار است که به دوستش در نگهداری حیوانات خانگی کمک کند و از این بابت بسیار خوشحال بنظر می رسد، اما آیا پدر و مادر او راضی به این کار می شوند؟! مارک با یک کیف و قفسی که با ملافه پوشانده شده به خانه تام می آید، بنظر شما چه چیزی می تواند در قفس باشد؟ مار؟ عنکبوت گنده؟ راسو؟…یا

    گزیده ای از کتاب

    «مامان و بابا، می شه یه سوالی ازتون بکنم؟»

    (جفتی ابروهایشان را بالا دادند و نگاهم کردند.)

    مامان که شک برش داشته بود، گفت: «بپرس…»

    «خب، دوستم، مارک کلامپ، از من خواسته یه لطف بزرگی بهش بکنم. من هم چون آدم خوبی ام و همیشه سعی می کنم کارهای خوب بکنم، بهش گفتم نگران نباشه. چون برای کمک کردن بهش قطعا می تونم از یکی از حیوون های خونگی ش یه چند روزی مراقبت کنم.»

    (عبارت «حیوون های خونگی ش» را خیلی آهسته گفتم، به امید اینکه متوجه نشوند.

    بابا گفت: «این نشون می ده تو مهربونی تام.»

    آخیش! راحت بود ها.

    سریع پشت بندش گفتم:

    «ممنون! عالی شد! مارک همین الان توی راهه که بیاد اینجا و خیلی خوشحال می شه.»

    صبر کن یه لحظه. گفتی حیوون خانگی؟

    (انتظار از مامان همین است که با گوش های خفاشی اش همه چیز را بشنود دیگر.»

  • اثری است به نویسندگی و تصویرگری لیز پیشون با ترجمه بهرنگ رجبی و چاپ انتشارات هوپا. کتابی مناسب و سرگرم کننده برای نوجوانان که برنامه هایی جالب و هنرمندانه برای روزهای تعطیل و اوقات فراغت آن ها در خود جای داده است. مجموعه حاضر روندی داستان گونه دارد و در بردارنده ی سوالات و فعالیت هاییست که زمینه پرورش خلاقیت، مهارت نوشتن، توانایی تصویرگری و…  را در نوجوانان فراهم می آورد.

    گزیده ای از کتاب

    من بیشتر وقت ها از غافل گیر شدن خوشم می آید. عکس های جایی را که حین تعطیلات تویش اقامت داریم دیده ام.

    در نتیجه قرار نیست غافل گیر بشوم. به نظر جای قشنگی می آید، دور تا دورش را درخت های صنوبر گرفته اند و خیلی از ساحل دور نیست. خیلی هیجان زده ام!

    با ساکم که کامل بسته شده (آخر سر مامان بست) می روم بیرون و حالا بابا می تواند بچپاندش توی ماشین. دارد نهایت تلاشش را می کند همه چیز را جا بدهد، ولی کار ساده ای نیست.

    وقتی دو تا از ظرف های پلاستیکی از ساک گردشمان می افتند بیرون، بابا ازم می پرسد: «کی این قدر زیاد ظرف پلاستیکی لازم داره؟ فکر مامانتون همه ش به ظرف پلاستیکیه!»

    مامان از توی خونه غر می زند که: شنیدم حرفت رو!

    همه چیز را می شنود (گوش هایش مثل گوش خفاش است.)

  • اثری است از لیز پیشون به ترجمه ی بهرنگ رجبی و چاپ انتشارات هوپا.

    ماجرای تماشایی، جلد 13 از مجموعه مصور و طنز تام گیتس است. قصۀ پسربچه ی بامزه و بازیگوشی که به تازگی پدربزرگ و مادربزرگش از سفر برگشته اند و کلی هدیه برایش آورده اند. تام و دوستانش تولد یکی از بچه های مدرسه دعوت شده اند و قرار است در این جشن لحظات خوشی را تجربه کنند.

    در طول داستان ماجراهای هیجان انگیز، ضد حال زننده و غافل گیرکننده ای رخ می دهد که توجه خواننده را جلب می کند.

    گزیده ای از کتاب

    دِرک، نورمن، و توپر همگی از توی کیسه هایشان قلم مخصوص مامورهای سری در می آورند که جوهر نامرئی دارد. نورمن می گوید: می تونیم توی کلاس پیغام های سری برای همدیگه بنویسیم! دِرک می پرسد: تو هم داری تام؟ همینطور دارم می گردم، ولی تنها چیزی که پیدا می کنم……..

    یک یویو است با قیافه ای احمقانه.