مگه پهلوونی فقط به زور بازوست؟!

نه آقا، اینجا پهلوونی به فهم آدماست. اینجا گُودکتابه، جایی که خواننده‌های کتاب با هم زورآزمایی می‌کنن تا ببینیم کی برنده می‌شه و جایزه رو می‌بره!
اما گُودکتاب آداب خودشو داره، هرکی‌هرکی نیست؛ اما راهش برای همه بازه... .

 

اولاً      باید کتابی رو که می‌خوای بری تو گُودش، انتخاب کنی و اگه نداری، تهیه کنی.
دویماً   باید به سؤالایی که حریفات برات طرح می‌کنن، جواب درست بدی.
سیوماً  برای اینکه پشت حریفاتو به خاک بزنی، باید سؤال طرح کنی.
چارماً    یک جملۀ طلایی از متن یا برداشتت از کتاب باید بنویسی. به جملات بقیه هم باید رأی بدی.
پنجماً   شیش‌دنگ حواست به تاریخ پایان مسابقه جمع باشه که به همۀ سؤالای جدید جواب بدی.
خب، حالا مرشد باید قرعه بندازه تا برندۀ گُود معلوم بشه!
اما کی بیشتر شانس برنده‌شدن داره؟
• هر سؤالی که درست جواب بدی، یه شانس قرعه‌کشی داری؛
• هر سؤالی که طرح کنی و تأیید بشه، یه شانس قرعه‌کشی داری؛
• اگه جملۀطلایی‌ایکه نوشتی، بیشترین‌رأی رو بگیره، 20تا شانس قرعه‌کشی می‌گیری؛
• اگه جزو کسایی باشی که جملۀ‌برتر رو انتخاب کردن، دو شانس قرعه‌کشی دیگه هم می‌گیری؛
• اگه دوستاتو وارد گُود کنی و اونا شماره‌موبایل یا کدکاربریتوبعنوان معرف بزنن 4شانس قرعه‌کشی می‌گیری و خودشم یک شانس قرعه‌کشی می‌گیره.
حالا این گُود و این میدون.

ابوعلی کجاست؟

در عملیات بصرالحریر دشمن نه نفر اسیر گرفت که پنج نفر از آنها را به شهادت رساند و چهار نفر دیگر در ماه رمضان سال 95 با اسرای مسلحین معاوضه شدند. یکی از این اسرا، حیدر محمدی بود. مسلحین موقع اسارتش عکس شاخص فاطمیون را به او نشان داده و گفته بودند: ابوعلی کجاست؟ می‌گفت:«ابوعلی دیگر به منطقه نرو و اگر رفتی اسیر نشو که برایت نقشه ها دارند!»

راز جعبه آینه

«امروز می‌توان به جرئت گفت که جز مسائل لجستیک، تکنولوژیک و استراتژیک سیاسی، هر آنچه تلاش می‌شود به زبان‌های مختلف درباره دفاع مقدس ایرانیان گفته شود، در جعبه‌آینه متجلی است. در این جعبه‌آینه‌های ایستاده، به همان میزان که زیبایی شناسی امر زنانه دفاع در جنگ رسوخ و گسترش پیدا پیدا کرده است، مفاهیم یگانه‌ای چون صبر و خلاقیت نیز متجلی شده‌است. جعبه آینه آشکار کننده وجه شاعرانه و شریف دفاعی است که در فرآیند آن مدافع نشان می‌دهد که چگونه ایستان بر مرزهای خانه، پیش از آنکه نوعی استراتژی نظامی باشد، واکنشی مادرانه است.»

هشت میلی‌متر از انقلاب: خاطرات شفاهی علی میرقطبی

زمانی که دیدم اوضاع بحرانی است، رفتم پشت‌بام مسجد جامع و از آنجا شروع به فیلم‌برداری کردم. سر چهارراه بیهق درگیری شدت گرفته بود. از مردمی که داشتند سنگ می‌زدند فیلم گرفتم. یکی از شاه دوست‌ها با موتور به سمت مردم حمله کرد که موتورش را گرفتند و آتش زدند. از موتور سیکلت آتش‌گرفته هم فیلم گرفتم. این طرف چهارراه، مأمور شهربانی با بی‌سیم صحبت می‌کرد. از مأمور شهربانی هم فیلم گرفتم.

رمان رویای نیمه شب

خواب‌های شیرین و راست، گاهی می‌شوند نمایه‌ای برای شروع فصل زیبا در زندگی.

می‌گویند: رویایی که در نیمه سوم خواب، یعنی چیزی نزدیک سحر بینی صادقانه است.
یعنی راست است به واقع نزدیکتر.

این رویای نیمه شب، از همان دست است که فقط گاه‌گاهی برای خیلی خواص رخ می‌دهد که نوش جانشان.
به قول عرب‌ها: هنیئاً لک

داستان ریحانۀ شیعه و هاشم سنی مذهب است.

ریحانه‌ای که پدرش در حمام چرک و شرک را یکجا از تن ملت می‌شوید.

و هاشمی که پدربزرگش با زیورآلات گران‌بها ظاهری زیبا و متفاوت برای زنان فراهم می‌کند.

حال تصور کنید، در ابتدای این رابطۀ عاشقانه، حاکمی وجود داشته باشد که تشنه به خون شیعیان است.

دختر و پسری که از کودکی با هم بزرگ می شوند.
زمان بینشان فاصله می‌اندازد و حالا هردو جوان شده‌اند.
یکی پرحیا و خواستنی دیگری خوش قد و قامت و زیبا.
طوری که قنواء دختر حاکم خواهان به دست آوردن هاشم می‌شود و چه تلاش‌هایی هم که نمی‌کند.
هاشم خواهان ریحانه است و می افتد به رسیدن و فهمیدن خیلی چیزها.....

مشاهدۀ 90 صفحۀ اول کتاب

نفر اول 200 هزار تومان خرید کتاب از گیسوم | 10 نفر بعدی هرکدام 20 هزار تومان
تاریخ قرعه‌کشی: عیدغدیر1438 (18شهریور1396)

شما پیشنهاد بدین
حامی کتاب باشید
تاکنون 23 نفر حمایت کرده‌اند!مشاهدۀ همه
منّت بذارید و بازخورد یا پیشنهاداتونو دربارۀ این صفحه بدین یا اگر اشکالی دیدین گزارش کنید!