|
حکایت میکنند که حضرت موسی علیه
السلام به درد قولنج مبتلا شد . دید
داره اذیت میشه رفت به کوه طور برای
مناجات با خداوند و دردل با رب
الارباب. وقتی رسید کفشش رو دراورد و
گفت :
سلام بر خدای بزرگ
خداوند فرمود: سلام بر موسی بنده نیک
من و پیامبر امت موسی گفت : ای خدا
مدتیه دلم درد میکنه ، مریض شدم اگه
میشه منو شفا بده .
مهربان بزرگ گفت : ای موسی برو و به
طبیب مراجعه کن !!!
حضرت موسی کمی دلش گرفت، رو کرد به
خدا و با تواضع گفت:ای خدای بزرگ اگر
برم پیش دکتر ، مردم نمیگن ای موسی تو
که کلیم الهی ، تو که مرده رو زنده
میکنی (در زمان حضرت موسی هم
این اتفاق افتاده ) و کور رو شفا میدی
نتونستی دل درد خودتو درمون کنی ؟؟؟
خطاب از جانب حق اومد که : ای موسی،
ما این گیاهان طبی رو عبث نیافریدیم و
علم طب رو بیهوده به ادمی الهام
نکردیم حال چون تو موسی هستی و پیغمبر
، انتظار داری که این همه رو ولشکنیم
و بی علت درد تو رو شفا بدیم ، اگر
بیماری بود که درمانی نداشت و یا
بیمار دسترسی به دارو و درمان نداشت
یه چیزی ولی تو هم به طبیب و هم به
دارو دسترسی داری.
تو دارو رو بخور و شفا رو از من بخواه
....... |