بنام خداوندبخشنده ومهربان
منوی اصلی
کامپیوتروترفند
کدهای جاوااسکریپت
داستانک
مطالب عمومی
آمارسایت
آمار
ارتباط باما
: info@gisoom.com sarbazras@yahoo.com
سوءتفاهم
ابرها تمام آسمان را پوشانده بود، مثل شب پيش. نيمه هاي شب بود و هرلحظه خيابان خلوت تر ميشد. راه زيادي تاخانه نمانده بود، از اضافه كاري ا مروز بسيار خسته شده بودم طوري كه راه رفتن برايم سخت شده بود و پلك هايم سنگینی می کردند. طبق عادت، كيف جيبي ام را در آورده و نگاهي به عكسهاي داخل آن كردم و دوباره سرجايش گذاشتم. قدم هايم را تندتر كردم. لحظه اي حس كردم كسي تعقيب ام مي كند. دسته كليدم را انـداختم زمين و به همين بهانه نگاهي به پشت سـرم انداختم. مردي بلند قــد و هيكلي با سرعت به طرفم مي آمد. تا راست شدم، صدا زد
بادکنک غريبه درد عاشقي ترس، نابودگرعشق نفرین ايميلي براي خدا دخترک گل فروش فنجان قهوه شاخه گل خشکیده شكلات تلخ مادرید، 20 مایل غول چراغ جادو قیمت معجزه وقت شناسی هرگززودقضاوت نکن هوش ایرانی مهدی جان هنوزآماده ظهورنیستیم سوءتفاهم آوازجغد داستان میخ
© 2006- 2010 Gisoom.com طراحی وب سایت توسط مجتبی طاهری Best View in 1024*768 Resolution & IE8 Or Firefox